whitewashed

[ایالات متحده]/ˈwaɪtˌwɒʃt/
[بریتانیا]/ˈwaɪtˌwɔːʃt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را بهتر از آنچه که هست نشان دادن

عبارات و ترکیب‌ها

whitewashed history

تاریخ‌نویسی پاک‌شده

whitewashed narrative

روایت پاک‌شده

whitewashed image

تصویری پاک‌شده

whitewashed version

نسخه‌ای پاک‌شده

whitewashed report

گزارش پاک‌شده

whitewashed facts

حقایق پاک‌شده

whitewashed portrayal

تصویری پاک‌شده

whitewashed culture

فرهنگی پاک‌شده

whitewashed reality

واقعیتی پاک‌شده

whitewashed account

گزارشی پاک‌شده

جملات نمونه

the history book was criticized for being whitewashed.

کتاب تاریخ به دلیل سفیدکاری مورد انتقاد قرار گرفت.

many people believe the movie whitewashed the events of the war.

بسیاری از مردم معتقدند که فیلم وقایع جنگ را سفیدکاری کرده است.

his whitewashed version of the story left out crucial details.

نسخه سفیدکاری شده داستان او جزئیات مهم را نادیده گرفت.

the company's report was whitewashed to avoid bad publicity.

گزارش شرکت برای جلوگیری از حواشی منفی سفیدکاری شد.

critics argue that the documentary whitewashed the issue.

منتقدان استدلال می کنند که مستند موضوع را سفیدکاری کرده است.

she felt the article was whitewashed and lacked depth.

او احساس کرد که مقاله سفیدکاری شده و عمیق نیست.

the politician's speech was seen as whitewashed rhetoric.

سخنرانی سیاستمدار به عنوان زبان سفیدکاری تلقی شد.

some argue that the curriculum is whitewashed to fit a narrative.

برخی استدلال می کنند که برنامه درسی برای تناسب با یک روایت سفیدکاری شده است.

the whitewashed history omitted significant events.

تاریخ سفیدکاری شده وقایع مهم را نادیده گرفت.

his explanation felt whitewashed and insincere.

توضیحات او سفیدکاری و غیرصادقانه به نظر می رسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید