Her hair was windblown as she stood on the beach.
موهای او وز زده بود در حالی که روی ساحل ایستاده بود.
The windblown leaves covered the sidewalk.
برگهای وز زده پیادهرو را پوشاندند.
He had a windblown look after riding his motorcycle.
بعد از سوار شدن بر موتورسیکلش، چهرهای وز زده داشت.
The windblown sand stung his face.
ماسه وز زده باعث گزیدگی صورت او شد.
The windblown trees swayed in the storm.
درختان وز زده در طوفان به این سو و آن سو تاب میخوردند.
Her windblown scarf fluttered in the breeze.
شالک وز زده او در نسیم به رقص درآمد.
The windblown clouds raced across the sky.
ابرهای وز زده به سرعت در آسمان حرکت میکردند.
The windblown kite soared high in the sky.
بادبادک وز زده در آسمان به پرواز درآمد.
The windblown sand dunes stretched for miles.
تپههای شنی وز زده برای مایلها امتداد داشتند.
His windblown hat flew off in the strong gust.
کلاهک وز زده او در یک وزش شدید به پرواز درآمد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید