winders

[ایالات متحده]/[ˈwɪndəz]/
[بریتانیا]/[ˈwɪndərz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که چیزی را می‌پیچد، به خصوص یک ساعت یا ساعت مچی؛ یک پله‌نشسته مارپیچ یا یک پله‌نشسته با مسیر مارپیچ؛ یک گذرگاه یا مسیر مارپیچ.
v. پیچیدن چیزی، به خصوص یک ساعت یا ساعت مچی.

عبارات و ترکیب‌ها

winders up

Persian_translation

winders down

Persian_translation

winders and gears

Persian_translation

winders around

Persian_translation

winders tightly

Persian_translation

جملات نمونه

the clock's winders were intricate and beautifully crafted.

چرخ‌دنده‌ها پیچیده و به زیبایی ساخته شده بودند.

he carefully adjusted the winders on his antique pocket watch.

او با دقت چرخ‌دنده‌ها را روی ساعت جیبی قدیمی خود تنظیم کرد.

the winders needed oiling to ensure smooth operation.

برای اطمینان از عملکرد روان، چرخ‌دنده‌ها نیاز به روغن‌کاری داشتند.

she admired the precision of the watch's winders.

او دقت چرخ‌دنده‌های ساعت را تحسین کرد.

replacing the winders is a delicate and specialized task.

تعویض چرخ‌دنده‌ها یک کار ظریف و تخصصی است.

the watchmaker examined the winders for any signs of wear.

صاحب ساعت، چرخ‌دنده‌ها را برای هرگونه علائم سایش بررسی کرد.

he wound the winders of his grandfather's clock every sunday.

او هر یکشنبه چرخ‌دنده‌های ساعت پدربزرگش را می‌پیچید.

the manual detailed the proper way to engage the winders.

دفترچه راهنما نحوه صحیح درگیر کردن چرخ‌دنده‌ها را شرح می‌داد.

the antique winders were a testament to victorian craftsmanship.

چرخ‌دنده‌های قدیمی نشان‌دهنده مهارت صنعتگران ویکتوریایی بودند.

he felt the satisfying click as he tightened the winders.

او صدای کلیک رضایت‌بخشی را هنگام سفت کردن چرخ‌دنده‌ها احساس کرد.

the winders of the automaton were remarkably small.

چرخ‌دنده‌های اتوماتیک به طرز شگفت‌انگیزی کوچک بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید