windsurf

[ایالات متحده]/ˈwɪndˌsɜːf/
[بریتانیا]/ˈwɪndˌsɜrf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. سوار شدن بر روی تخته با بادبان؛ شرکت در ورزش بادسواری
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریwindsurfing

عبارات و ترکیب‌ها

windsurf board

تخته موج‌سواری

windsurfing gear

تجهیزات موج‌سواری با باد

windsurf sail

بادبان موج‌سواری

windsurf lesson

درس موج‌سواری با باد

windsurf spot

محل موج‌سواری با باد

windsurf competition

مسابقه موج‌سواری با باد

windsurf rental

اجاره موج‌سواری با باد

windsurf technique

تکنیک موج‌سواری با باد

windsurf session

جلسه موج‌سواری با باد

windsurfing trip

سفر موج‌سواری با باد

جملات نمونه

i love to windsurf during the summer.

من عاشق موج‌سواری با باد در تابستان هستم.

he decided to take lessons to learn how to windsurf.

او تصمیم گرفت برای یادگیری موج‌سواری با باد، کلاس‌های آموزشی بگیرد.

windsurfing requires good balance and coordination.

موج‌سواری با باد به تعادل و هماهنگی خوب نیاز دارد.

they spent the weekend windsurfing at the beach.

آنها آخر هفته را در ساحل موج‌سواری با باد گذراندند.

the wind conditions were perfect for windsurfing.

شرایط باد برای موج‌سواری با باد عالی بود.

she enjoys windsurfing with her friends.

او از موج‌سواری با باد با دوستانش لذت می‌برد.

he bought a new board to windsurf more efficiently.

او یک تخته جدید خرید تا بتواند با کارایی بیشتری موج‌سواری با باد کند.

windsurfing can be an exciting and thrilling sport.

موج‌سواری با باد می‌تواند یک ورزش هیجان‌انگیز و پرتحرک باشد.

she competed in a windsurfing championship last year.

او سال گذشته در یک مسابقه موج‌سواری با باد شرکت کرد.

learning to windsurf can be challenging but rewarding.

یادگیری موج‌سواری با باد می‌تواند چالش‌برانگیز اما پاداش‌دهنده باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید