| صفت یا فعل حال استمراری | windsurfing |
windsurf board
تخته موجسواری
windsurfing gear
تجهیزات موجسواری با باد
windsurf sail
بادبان موجسواری
windsurf lesson
درس موجسواری با باد
windsurf spot
محل موجسواری با باد
windsurf competition
مسابقه موجسواری با باد
windsurf rental
اجاره موجسواری با باد
windsurf technique
تکنیک موجسواری با باد
windsurf session
جلسه موجسواری با باد
windsurfing trip
سفر موجسواری با باد
i love to windsurf during the summer.
من عاشق موجسواری با باد در تابستان هستم.
he decided to take lessons to learn how to windsurf.
او تصمیم گرفت برای یادگیری موجسواری با باد، کلاسهای آموزشی بگیرد.
windsurfing requires good balance and coordination.
موجسواری با باد به تعادل و هماهنگی خوب نیاز دارد.
they spent the weekend windsurfing at the beach.
آنها آخر هفته را در ساحل موجسواری با باد گذراندند.
the wind conditions were perfect for windsurfing.
شرایط باد برای موجسواری با باد عالی بود.
she enjoys windsurfing with her friends.
او از موجسواری با باد با دوستانش لذت میبرد.
he bought a new board to windsurf more efficiently.
او یک تخته جدید خرید تا بتواند با کارایی بیشتری موجسواری با باد کند.
windsurfing can be an exciting and thrilling sport.
موجسواری با باد میتواند یک ورزش هیجانانگیز و پرتحرک باشد.
she competed in a windsurfing championship last year.
او سال گذشته در یک مسابقه موجسواری با باد شرکت کرد.
learning to windsurf can be challenging but rewarding.
یادگیری موجسواری با باد میتواند چالشبرانگیز اما پاداشدهنده باشد.
windsurf board
تخته موجسواری
windsurfing gear
تجهیزات موجسواری با باد
windsurf sail
بادبان موجسواری
windsurf lesson
درس موجسواری با باد
windsurf spot
محل موجسواری با باد
windsurf competition
مسابقه موجسواری با باد
windsurf rental
اجاره موجسواری با باد
windsurf technique
تکنیک موجسواری با باد
windsurf session
جلسه موجسواری با باد
windsurfing trip
سفر موجسواری با باد
i love to windsurf during the summer.
من عاشق موجسواری با باد در تابستان هستم.
he decided to take lessons to learn how to windsurf.
او تصمیم گرفت برای یادگیری موجسواری با باد، کلاسهای آموزشی بگیرد.
windsurfing requires good balance and coordination.
موجسواری با باد به تعادل و هماهنگی خوب نیاز دارد.
they spent the weekend windsurfing at the beach.
آنها آخر هفته را در ساحل موجسواری با باد گذراندند.
the wind conditions were perfect for windsurfing.
شرایط باد برای موجسواری با باد عالی بود.
she enjoys windsurfing with her friends.
او از موجسواری با باد با دوستانش لذت میبرد.
he bought a new board to windsurf more efficiently.
او یک تخته جدید خرید تا بتواند با کارایی بیشتری موجسواری با باد کند.
windsurfing can be an exciting and thrilling sport.
موجسواری با باد میتواند یک ورزش هیجانانگیز و پرتحرک باشد.
she competed in a windsurfing championship last year.
او سال گذشته در یک مسابقه موجسواری با باد شرکت کرد.
learning to windsurf can be challenging but rewarding.
یادگیری موجسواری با باد میتواند چالشبرانگیز اما پاداشدهنده باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید