wingbeat

[ایالات متحده]/wɪŋˌbiːt/
[بریتانیا]/wɪŋˌbiːt/

ترجمه

n. حرکت بال زدن بال‌ها در حین پرواز؛ یک ضربه یا نواختن بال یک پرنده در پرواز
Word Forms
جمعwingbeats

عبارات و ترکیب‌ها

soft wingbeat

بال نرم

rapid wingbeat

بال سریع

gentle wingbeat

بال ملایم

steady wingbeat

بال ثابت

powerful wingbeat

بال قدرتمند

echoing wingbeat

بال پژواک‌دار

silent wingbeat

بال بی‌صدا

distant wingbeat

بال دوردست

quick wingbeat

بال سریع

heavy wingbeat

بال سنگین

جملات نمونه

the sound of the bird's wingbeat filled the air.

صدای بال زدن پرنده هوا را پر کرد.

she watched the wingbeat of the hummingbird with fascination.

او با علاقه به تماشای بال زدن همام پرداخت.

the wingbeat of the eagle was powerful and graceful.

بال زدن عقاب قدرتمند و باوقار بود.

with each wingbeat, the butterfly danced through the garden.

با هر بال زدن، پروانه در باغ رقصید.

the rhythmic wingbeat of the flock created a beautiful melody.

بال زدن ریتمیک گروه یک ملودی زیبا ایجاد کرد.

he could feel the wind from the wingbeat of the passing bird.

او می‌توانست باد ناشی از بال زدن پرنده عبوری را احساس کند.

the artist captured the essence of a wingbeat in her painting.

هنرمند جوهر بال زدن را در نقاشی خود به تصویر کشید.

they studied the wingbeat patterns of different bird species.

آنها الگوهای بال زدن گونه های مختلف پرندگان را مطالعه کردند.

his heart raced with the excitement of the wingbeat in flight.

قلب او با هیجان بال زدن در پرواز تپش داشت.

the swift wingbeat of the falcon was a sight to behold.

بال زدن سریع شاهین، صحنه ای برای تماشا بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید