winnowings

[ایالات متحده]/ˈwɪnəʊɪŋ/
[بریتانیا]/ˈwɪnoʊɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری winnow؛ تمایز قائل شدن؛ انتخاب کردن؛ حذف کردن
n. فرآیند جدا کردن دانه از کاه

عبارات و ترکیب‌ها

winnowing process

فرآیند غربالگری

winnowing strategy

استراتژی غربالگری

winnowing method

روش غربالگری

winnowing grain

غربال کردن گندم

winnowing chaff

غربال کردن کاه

winnowing out

حذف کردن

winnowing seeds

غربال کردن دانه‌ها

winnowing techniques

تکنیک‌های غربالگری

winnowing analysis

تجزیه و تحلیل غربالگری

winnowing tools

ابزارهای غربالگری

جملات نمونه

the farmer is winnowing the grain to separate the husks.

کشیش در حال جدا کردن دانه از کاه است.

winnowing is an essential step in the harvesting process.

نجویدن یک مرحله ضروری در فرآیند برداشت است.

she spent hours winnowing through the applications for the job.

او ساعت‌ها برای بررسی درخواست‌ها برای شغل وقت گذراند.

winnowing out the best ideas can lead to innovation.

حذف بهترین ایده‌ها می‌تواند منجر به نوآوری شود.

they are winnowing the results of the survey for better insights.

آنها در حال بررسی نتایج نظرسنجی برای به دست آوردن بینش‌های بهتر هستند.

the team is winnowing down the list of candidates.

تیم در حال کاهش لیست نامزدها است.

winnowing through the data revealed some interesting trends.

بررسی داده‌ها روند‌های جالب توجهی را نشان داد.

he enjoys winnowing through old books at the library.

او از بررسی کتاب‌های قدیمی در کتابخانه لذت می‌برد.

winnowing is often done by hand in traditional farming.

نجویدن اغلب به صورت دستی در کشاورزی سنتی انجام می‌شود.

they used a machine for winnowing to save time.

آنها برای صرفه‌جویی در وقت از یک دستگاه برای نجویدن استفاده کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید