wipeable

[ایالات متحده]/[ˈwaɪpəbl̩]/
[بریتانیا]/[ˈwaɪpəbl̩]/

ترجمه

adj. قابل تمیز کردن با دستمال؛ به راحتی تمیز شونده؛ قابل حذف یا پاک کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

wipeable surface

سطح قابل تمیز کردن

easily wipeable

به راحتی قابل تمیز کردن

wipeable screen

صفحه قابل تمیز کردن

wipeable board

تخته قابل تمیز کردن

being wipeable

قابل تمیز کردن بودن

wipeable cloth

پارچه قابل تمیز کردن

wipeable film

فیلم قابل تمیز کردن

wipeable material

مواد قابل تمیز کردن

once wipeable

یک بار قابل تمیز کردن

جملات نمونه

the wipeable tablecloth is perfect for messy kids.

سینی‌پوش قابل‌ پاک‌کردنی برای بچه‌های دست و پا چلفتی عالی است.

we chose wipeable wallpaper for the bathroom.

ما کاغذ دیواری قابل‌ پاک‌کردنی برای حمام انتخاب کردیم.

the wipeable surface makes cleaning much easier.

سطح قابل‌ پاک‌کردنی، تمیز کردن را بسیار آسان‌تر می‌کند.

the wipeable placemats are great for toddlers.

زیرلیوانی‌های قابل‌ پاک‌کردنی برای کودکان نوپا عالی هستند.

this wipeable toy is ideal for sticky fingers.

این اسباب‌بازی قابل‌ پاک‌کردنی برای انگشتان چسبناک ایده‌آل است.

the wipeable coating protects the furniture.

روکش قابل‌ پاک‌کردنی از مبلمان محافظت می‌کند.

i love the convenience of wipeable surfaces.

من راحتی سطوح قابل‌ پاک‌کردنی را دوست دارم.

the wipeable menu is easy to update daily.

منوی قابل‌ پاک‌کردنی به‌ راحتی قابل‌ به‌ روزرسانی روزانه است.

consider a wipeable finish for your kitchen cabinets.

یک پوشش قابل‌ پاک‌کردنی برای کابینت‌های آشپزخانه خود در نظر بگیرید.

the wipeable chair cushions are a practical choice.

بالشتک‌های صندلی قابل‌ پاک‌کردنی یک انتخاب عملی هستند.

we installed wipeable wall panels in the playroom.

ما پنل‌های دیواری قابل‌ پاک‌کردنی را در اتاق بازی نصب کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید