wisecracking friend
دوست شوخطبع
wisecracking humor
طنز شوخطبع
wisecracking remarks
اظهارات شوخطبع
wisecracking comments
نظرات شوخطبع
wisecracking attitude
حرفهای شوخطبع
wisecracking character
شخصیت شوخطبع
wisecracking style
سبک شوخطبع
wisecracking banter
گفتگوی شوخطبع
wisecracking dialogue
دیالوگ شوخطبع
wisecracking personality
شخصیت شوخطبع
his wisecracking made everyone laugh at the party.
طنزپردازی او باعث شد همه در مهمانی بخندند.
she has a talent for wisecracking in tense situations.
او استعداد خاصی در استفاده از طنز در شرایط پرتنش دارد.
the wisecracking comedian stole the show.
کمدین طنزپرداز، توجه همه را به خود جلب کرد.
wisecracking is his way of breaking the ice.
طنزپردازی روش او برای شکستن یخ است.
they enjoyed his wisecracking during the meeting.
آنها از طنزپردازی او در طول جلسه لذت بردند.
her wisecracking often lightens the mood.
طنزپردازی او اغلب فضایی شاداب ایجاد میکند.
wisecracking can sometimes be misunderstood.
طنزپردازی گاهی اوقات ممکن است سوء تفاهم شود.
his wisecracking nature made him popular among friends.
طنزپردازی ذاتی او باعث محبوبیت او در بین دوستان شد.
wisecracking is a skill that can entertain many.
طنزپردازی مهارتی است که میتواند بسیاری را سرگرم کند.
she often uses wisecracking to cope with stress.
او اغلب از طنزپردازی برای مقابله با استرس استفاده میکند.
wisecracking friend
دوست شوخطبع
wisecracking humor
طنز شوخطبع
wisecracking remarks
اظهارات شوخطبع
wisecracking comments
نظرات شوخطبع
wisecracking attitude
حرفهای شوخطبع
wisecracking character
شخصیت شوخطبع
wisecracking style
سبک شوخطبع
wisecracking banter
گفتگوی شوخطبع
wisecracking dialogue
دیالوگ شوخطبع
wisecracking personality
شخصیت شوخطبع
his wisecracking made everyone laugh at the party.
طنزپردازی او باعث شد همه در مهمانی بخندند.
she has a talent for wisecracking in tense situations.
او استعداد خاصی در استفاده از طنز در شرایط پرتنش دارد.
the wisecracking comedian stole the show.
کمدین طنزپرداز، توجه همه را به خود جلب کرد.
wisecracking is his way of breaking the ice.
طنزپردازی روش او برای شکستن یخ است.
they enjoyed his wisecracking during the meeting.
آنها از طنزپردازی او در طول جلسه لذت بردند.
her wisecracking often lightens the mood.
طنزپردازی او اغلب فضایی شاداب ایجاد میکند.
wisecracking can sometimes be misunderstood.
طنزپردازی گاهی اوقات ممکن است سوء تفاهم شود.
his wisecracking nature made him popular among friends.
طنزپردازی ذاتی او باعث محبوبیت او در بین دوستان شد.
wisecracking is a skill that can entertain many.
طنزپردازی مهارتی است که میتواند بسیاری را سرگرم کند.
she often uses wisecracking to cope with stress.
او اغلب از طنزپردازی برای مقابله با استرس استفاده میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید