quipping

[ایالات متحده]/ˈkwɪpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkwɪpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ایجاد اظهارات شوخ طبعانه

عبارات و ترکیب‌ها

quipping remarks

نکات طعنه‌آمیز

quipping banter

گفتگوی طعنه‌آمیز

quipping humor

طنز طعنه‌آمیز

quipping style

سبک طعنه‌آمیز

quipping wit

هوش طعنه‌آمیز

quipping comments

نظرات طعنه‌آمیز

quipping response

پاسخ طعنه‌آمیز

quipping dialogue

گفتگوی طعنه‌آمیز

quipping exchange

تبادل طعنه‌آمیز

quipping conversation

گفتگوی طعنه‌آمیز

جملات نمونه

she was quipping about the weather during the meeting.

او در حال شوخی در مورد هوا در طول جلسه بود.

he can't stop quipping when he's nervous.

وقتی عصبی است، نمی‌تواند شوخی کردن را متوقف کند.

the comedian was quipping about everyday life.

کمدین در مورد زندگی روزمره شوخی می‌کرد.

they were quipping back and forth at the dinner table.

آنها در سر میز شام به طور متناوب شوخی می‌کردند.

she enjoys quipping with her friends during lunch.

او از شوخی کردن با دوستانش در هنگام ناهار لذت می‌برد.

his quipping lightened the mood at the office.

شوخی‌های او حال و هوای دفتر را بهتر کرد.

quipping is his way of breaking the ice.

شوخی کردن راه او برای شکستن یخ است.

they were quipping about their favorite movies.

آنها در مورد فیلم‌های مورد علاقه خود شوخی می‌کردند.

she has a talent for quipping in any situation.

او در هر شرایطی استعداد شوخی کردن دارد.

he was quipping about his latest adventure.

او در مورد آخرین ماجراجویی خود شوخی می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید