wispy clouds
ابر های لطیف
wispy hair
موهای لطیف
wispy smoke
دود لطیف
Fibrocartilage, with wispy, broad collagenic fibers predominating in the matrix.
فیبرکارتيلاژ، با فیبرهای کلاژنی پهن و پراکنده در ماتریس.
Her wispy hair floated in the breeze.
موهای پفدار او در نسیم شناور بود.
The wispy clouds drifted across the sky.
ابرهای پفدار در آسمان شناور بودند.
She wore a wispy dress that fluttered in the wind.
او لباسی پفدار پوشیده بود که در باد به رقص در میآمد.
The artist painted wispy strokes of color on the canvas.
هنرمند ضربات رنگی پفدار را روی بوم نقاشی کرد.
His wispy beard gave him a distinguished look.
روباهی پفدار او به او ظاهری متمایز بخشید.
The wispy fog obscured the view of the mountains.
مه پفدار دید کوهها را پنهان کرد.
She wrote her thoughts in wispy handwriting.
او افکار خود را با خطی پفدار نوشت.
The wispy voice on the phone sounded familiar.
صدای پفدار در تلفن آشنا بود.
The candle flame flickered in the wispy draft.
شعله شمع در پیشنویس پفدار سوسو میزد.
His wispy explanation didn't convince anyone.
توضیح او که خیلی کوتاه و ناقص بود، کسی را متقاعد نکرد.
wispy clouds
ابر های لطیف
wispy hair
موهای لطیف
wispy smoke
دود لطیف
Fibrocartilage, with wispy, broad collagenic fibers predominating in the matrix.
فیبرکارتيلاژ، با فیبرهای کلاژنی پهن و پراکنده در ماتریس.
Her wispy hair floated in the breeze.
موهای پفدار او در نسیم شناور بود.
The wispy clouds drifted across the sky.
ابرهای پفدار در آسمان شناور بودند.
She wore a wispy dress that fluttered in the wind.
او لباسی پفدار پوشیده بود که در باد به رقص در میآمد.
The artist painted wispy strokes of color on the canvas.
هنرمند ضربات رنگی پفدار را روی بوم نقاشی کرد.
His wispy beard gave him a distinguished look.
روباهی پفدار او به او ظاهری متمایز بخشید.
The wispy fog obscured the view of the mountains.
مه پفدار دید کوهها را پنهان کرد.
She wrote her thoughts in wispy handwriting.
او افکار خود را با خطی پفدار نوشت.
The wispy voice on the phone sounded familiar.
صدای پفدار در تلفن آشنا بود.
The candle flame flickered in the wispy draft.
شعله شمع در پیشنویس پفدار سوسو میزد.
His wispy explanation didn't convince anyone.
توضیح او که خیلی کوتاه و ناقص بود، کسی را متقاعد نکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید