wived blissfully
با خوشحالی همسر شد
wived in haste
به سرعت همسر شد
wived for love
به خاطر عشق همسر شد
wived and happy
همسر شد و خوشحال بود
wived at last
بالاخره همسر شد
wived by choice
به انتخاب خود همسر شد
wived in joy
با شادی همسر شد
wived in style
با سبک و شیک همسر شد
wived without regret
بدون پشیمانی همسر شد
wived for eternity
برای ابد همسر شد
he wived a beautiful woman from the village.
او با یک زن زیبا از روستا ازدواج کرد.
after years of searching, he finally wived his true love.
پس از سالها جستجو، او بالاخره عشق واقعی خود را به همسری گرفت.
they wived in a traditional ceremony surrounded by family.
آنها در یک مراسم سنتی در محضر خانواده به همسری گرفتند.
he wived her after a whirlwind romance.
او پس از یک عشق آتشین با او ازدواج کرد.
in ancient times, men often wived multiple partners.
در زمانهای قدیم، مردان اغلب با چند همسر ازدواج میکردند.
she was wived at a young age due to cultural traditions.
او به دلیل سنتهای فرهنگی در سن جوانی به همسری گرفته شد.
he wived her with a grand celebration.
او با یک جشن بزرگ با او ازدواج کرد.
they wived in the spring, a season of new beginnings.
آنها در بهار به همسری گرفتند، زمانی از شروع دوباره.
after much deliberation, he decided to wive her.
پس از بررسیهای فراوان، او تصمیم گرفت او را به همسری بگیرد.
she dreamed of the day she would be wived.
او رویای روزی را داشت که به همسری گرفته شود.
wived blissfully
با خوشحالی همسر شد
wived in haste
به سرعت همسر شد
wived for love
به خاطر عشق همسر شد
wived and happy
همسر شد و خوشحال بود
wived at last
بالاخره همسر شد
wived by choice
به انتخاب خود همسر شد
wived in joy
با شادی همسر شد
wived in style
با سبک و شیک همسر شد
wived without regret
بدون پشیمانی همسر شد
wived for eternity
برای ابد همسر شد
he wived a beautiful woman from the village.
او با یک زن زیبا از روستا ازدواج کرد.
after years of searching, he finally wived his true love.
پس از سالها جستجو، او بالاخره عشق واقعی خود را به همسری گرفت.
they wived in a traditional ceremony surrounded by family.
آنها در یک مراسم سنتی در محضر خانواده به همسری گرفتند.
he wived her after a whirlwind romance.
او پس از یک عشق آتشین با او ازدواج کرد.
in ancient times, men often wived multiple partners.
در زمانهای قدیم، مردان اغلب با چند همسر ازدواج میکردند.
she was wived at a young age due to cultural traditions.
او به دلیل سنتهای فرهنگی در سن جوانی به همسری گرفته شد.
he wived her with a grand celebration.
او با یک جشن بزرگ با او ازدواج کرد.
they wived in the spring, a season of new beginnings.
آنها در بهار به همسری گرفتند، زمانی از شروع دوباره.
after much deliberation, he decided to wive her.
پس از بررسیهای فراوان، او تصمیم گرفت او را به همسری بگیرد.
she dreamed of the day she would be wived.
او رویای روزی را داشت که به همسری گرفته شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید