wolfeye

[ایالات متحده]/ˈwʊlfaɪ/
[بریتانیا]/ˈwʊlfaɪ/

ترجمه

n. چشمان یک شکارچی؛ نگاهی تیز و شکارچی؛ نگاهی شدید و دوست‌داشتنی که شبیه چشمان یک شکارچی است
v. با نگاهی تیز و شکارچی نگاه کردن یا مشاهده کردن
شکل‌های واژه
جمعwolfeyes

جملات نمونه

the wolfeye camera captured clear footage of the suspect.

دوربین ولفایت تصاویر واضحی از مشکوک را ثبت کرد.

security personnel use wolfeye technology to monitor the perimeter.

کارکنان امنیت از فناوری ولفایت برای نظارت بر مرز منطقه استفاده می‌کنند.

the wolfeye system operates effectively in low-light conditions.

سیستم ولفایت در شرایط نور کم به خوبی کار می‌کند.

police equipped with wolfeye devices tracked the criminal's movements.

پلیس که دستگاه‌های ولفایت دارند حرکات مجرم را دنبال کردند.

the wolfeye surveillance network covers the entire city center.

شبکه نظارت ولفایت تمام مرکز شهر را پوشش می‌دهد.

researchers developed a new wolfeye lens for night vision.

پژوهشگران یک عدسی جدید ولفایت برای دید در شب توسعه دادند.

the wolfeye application can identify faces within seconds.

اپلیکیشن ولفایت می‌تواند چهره‌ها را در چند ثانیه شناسایی کند.

military forces rely on wolfeye sensors for reconnaissance missions.

نیروهای نظامی از حسگرهای ولفایت برای مأموریت‌های اطلاع‌آمیزی استفاده می‌کنند.

the wolfeye tracker provides real-time location data.

دستگاه ردیابی ولفایت داده‌های موقعیت واقعی را ارائه می‌دهد.

environmental scientists use wolfeye monitoring to study wildlife.

دانشمندان محیط زیست از نظارت ولفایت برای مطالعه حیات وحش استفاده می‌کنند.

the wolfeye software integrates seamlessly with existing security systems.

نرم‌افزار ولفایت به طور چاپ‌خورده با سیستم‌های امنیتی موجود ادغام می‌شود.

private investigators deployed wolfeye cameras around the building.

تحقيقات خصوصي دوربین‌های ولفایت را در اطراف ساختمان نصب کردند.

the wolfeye solution offers unprecedented accuracy in target detection.

راه‌حل ولفایت دقت بی‌ precedent در تشخیص هدف ارائه می‌دهد.

astronomers adapted wolfeye technology for deep space observation.

اخترفیزی‌دانان فناوری ولفایت را برای مشاهده فضا عمیق سازگار کردند.

the wolfeye network detected unauthorized drone activity near the border.

شبکه ولفایت فعالیت‌های غیرمجاز هواپیماهای بدون سرپرست در نزدیکی مرز را تشخیص داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید