wont

[ایالات متحده]/wəʊnt/
[بریتانیا]/wɔnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عادت; فعالیت عادی
adj. عادت کرده به
vi. عادت کردن یا متمایل بودن
vt. عادت دادن به
Word Forms
جمعwonts

جملات نمونه

He was wont to rise early.

او عادت داشت که زود بیدار شود.

he was wont to arise at 5.30 every morning.

او معمولاً ساعت 5:30 هر روز از خواب بیدار می‌شد.

He was wont to say that children are lazy.

او معمولاً می‌گفت که کودکان تنبل هستند.

It is his wont to get up early.

این عادت اوست که زود بیدار شود.

with his wonted patience

با صبر همیشگی‌اش

return at one's wonted hour

در ساعت معمول خود بازگردید.

chaotic as holidays are wont to be.

آشفته، همان‌طور که تعطیلات معمولاً هستند.

It was her wont to rise early.

این عادت او بود که زود بیدار شود.

striding along with her wonted purposefulness.

با گام‌های استوار و با همان هدف‌مندی همیشگی به راه ادامه می‌داد.

Constance, as was her wont, had paid her little attention.

کنستانس، همانطور که معمولاً انجام می‌داد، به آن توجه کمی کرده بود.

the place had sunk back into its wonted quiet.

آن مکان دوباره به آرامش همیشگی خود بازگشته بود.

Two: they are not flexible widthwise, this means they wont flatten out when pressure is placed on the edges.

دو: آنها از نظر عرض انعطاف پذیر نیستند، این بدان معناست که آنها در اثر فشار بر لبه ها صاف نخواهند شد.

With his wonted, collected and stately mien , he crossed the unhallowed threshold.

با رفتاری همیشگی، متین و باوقار، او از آستانه ناپاک عبور کرد.

The spring, the summer, The childing autumn, angry winter, change Their wonted liveries;and the mazed world, By their increase, now knows not which is which.

بهار، تابستان، پاییز بارور، زمستان خشمگین، تغییر می‌کنند لباس‌های معمول خود؛ و دنیای سرگردان، با افزایش آنها، دیگر نمی‌داند کدام کدام است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید