wooing someone
جذب کردن کسی
wooing love
جذب کردن عشق
wooing attention
جذب کردن توجه
wooing clients
جذب کردن مشتریان
wooing partners
جذب کردن شرکا
wooing favor
جذب کردن لطف
wooing support
جذب کردن حمایت
wooing friends
جذب کردن دوستان
wooing votes
جذب کردن آرا
wooing audience
جذب کردن مخاطب
he spent months wooing her with flowers and gifts.
او ماهها وقت صرف اغوا کردن او با گل و هدیه کرد.
wooing someone requires patience and understanding.
اغوا کردن کسی نیاز به صبر و درک دارد.
she was flattered by his wooing efforts.
او از تلاشهای اغواگرانهاش خوشحال شد.
his wooing tactics were charming yet subtle.
حملات اغواگرانهاش جذاب اما ظریف بودند.
they went on several dates during his wooing phase.
آنها در طول دوره اغوا، قرار ملاقاتهای متعددی داشتند.
wooing can sometimes feel like a game of strategy.
اغوا گاهی اوقات میتواند مانند یک بازی استراتژیک به نظر برسد.
her friends advised her to be cautious during his wooing.
دوستانش به او توصیه کردند در طول اغوايش محتاط باشد.
he believed that wooing was an art form.
او معتقد بود که اغوا یک هنر است.
after months of wooing, she finally said yes.
پس از ماهها اغوا، او بالاخره موافقت کرد.
his wooing style was both traditional and modern.
سبک اغواگرانهاش هم سنتی و هم مدرن بود.
wooing someone
جذب کردن کسی
wooing love
جذب کردن عشق
wooing attention
جذب کردن توجه
wooing clients
جذب کردن مشتریان
wooing partners
جذب کردن شرکا
wooing favor
جذب کردن لطف
wooing support
جذب کردن حمایت
wooing friends
جذب کردن دوستان
wooing votes
جذب کردن آرا
wooing audience
جذب کردن مخاطب
he spent months wooing her with flowers and gifts.
او ماهها وقت صرف اغوا کردن او با گل و هدیه کرد.
wooing someone requires patience and understanding.
اغوا کردن کسی نیاز به صبر و درک دارد.
she was flattered by his wooing efforts.
او از تلاشهای اغواگرانهاش خوشحال شد.
his wooing tactics were charming yet subtle.
حملات اغواگرانهاش جذاب اما ظریف بودند.
they went on several dates during his wooing phase.
آنها در طول دوره اغوا، قرار ملاقاتهای متعددی داشتند.
wooing can sometimes feel like a game of strategy.
اغوا گاهی اوقات میتواند مانند یک بازی استراتژیک به نظر برسد.
her friends advised her to be cautious during his wooing.
دوستانش به او توصیه کردند در طول اغوايش محتاط باشد.
he believed that wooing was an art form.
او معتقد بود که اغوا یک هنر است.
after months of wooing, she finally said yes.
پس از ماهها اغوا، او بالاخره موافقت کرد.
his wooing style was both traditional and modern.
سبک اغواگرانهاش هم سنتی و هم مدرن بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید