wooings

[ایالات متحده]/ˈwuːɪŋ/
[بریتانیا]/ˈwuːɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل جستجوی محبت یک زن یا پیشنهاد ازدواج؛ جستجوی حمایت، به ویژه در رسانه‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

wooing someone

جذب کردن کسی

wooing love

جذب کردن عشق

wooing attention

جذب کردن توجه

wooing clients

جذب کردن مشتریان

wooing partners

جذب کردن شرکا

wooing favor

جذب کردن لطف

wooing support

جذب کردن حمایت

wooing friends

جذب کردن دوستان

wooing votes

جذب کردن آرا

wooing audience

جذب کردن مخاطب

جملات نمونه

he spent months wooing her with flowers and gifts.

او ماه‌ها وقت صرف اغوا کردن او با گل و هدیه کرد.

wooing someone requires patience and understanding.

اغوا کردن کسی نیاز به صبر و درک دارد.

she was flattered by his wooing efforts.

او از تلاش‌های اغواگرانه‌اش خوشحال شد.

his wooing tactics were charming yet subtle.

حملات اغواگرانه‌اش جذاب اما ظریف بودند.

they went on several dates during his wooing phase.

آنها در طول دوره اغوا، قرار ملاقات‌های متعددی داشتند.

wooing can sometimes feel like a game of strategy.

اغوا گاهی اوقات می‌تواند مانند یک بازی استراتژیک به نظر برسد.

her friends advised her to be cautious during his wooing.

دوستانش به او توصیه کردند در طول اغوايش محتاط باشد.

he believed that wooing was an art form.

او معتقد بود که اغوا یک هنر است.

after months of wooing, she finally said yes.

پس از ماه‌ها اغوا، او بالاخره موافقت کرد.

his wooing style was both traditional and modern.

سبک اغواگرانه‌اش هم سنتی و هم مدرن بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید