woollier sweater
ژاکت پشمیتر
woollier fabric
پارچه پشمیتر
woollier coat
کت پشمیتر
woollier blanket
پتو پشمیتر
woollier yarn
نخ پشمیتر
woollier texture
بافت پشمیتر
woollier fleece
فleece پشمیتر
woollier scarf
شال پشمیتر
woollier mittens
کش موزی پشمیتر
woollier socks
جوراب پشمیتر
my sweater is much woollier than yours.
سویتر من خیلی بیشتر از شما پشمی است.
the sheep in this region are woollier than those elsewhere.
گوسفندان این منطقه بیشتر از آنهایی که در جای دیگر هستند، پشمی تر هستند.
she prefers woollier fabrics for winter clothing.
او پارچه های پشمی تر را برای پوشیدن در زمستان ترجیح می دهد.
his woollier coat kept him warm during the cold night.
بارانی پشمی تر او در طول شب سرد او را گرم نگه داشت.
the woollier the blanket, the cozier the bed feels.
هرچه پتو پشمی تر باشد، تخت خواب راحت تر به نظر می رسد.
woollier yarn is perfect for knitting winter accessories.
نخ پشمی تر برای بافتن لوازم جانبی زمستانی عالی است.
her woollier hat was a hit at the winter festival.
کلاه پشمی تر او در جشنواره زمستانی بسیار محبوب بود.
he bought a woollier scarf to combat the chilly weather.
او برای مقابله با هوای سرد یک شال پشمی تر خرید.
woollier breeds of dogs are better suited for colder climates.
نژادهای پشمی تر سگ ها برای آب و هوای سردتر مناسب تر هستند.
they chose woollier curtains to keep the heat in during winter.
آنها برای حفظ گرما در زمستان، پرده های پشمی تر انتخاب کردند.
woollier sweater
ژاکت پشمیتر
woollier fabric
پارچه پشمیتر
woollier coat
کت پشمیتر
woollier blanket
پتو پشمیتر
woollier yarn
نخ پشمیتر
woollier texture
بافت پشمیتر
woollier fleece
فleece پشمیتر
woollier scarf
شال پشمیتر
woollier mittens
کش موزی پشمیتر
woollier socks
جوراب پشمیتر
my sweater is much woollier than yours.
سویتر من خیلی بیشتر از شما پشمی است.
the sheep in this region are woollier than those elsewhere.
گوسفندان این منطقه بیشتر از آنهایی که در جای دیگر هستند، پشمی تر هستند.
she prefers woollier fabrics for winter clothing.
او پارچه های پشمی تر را برای پوشیدن در زمستان ترجیح می دهد.
his woollier coat kept him warm during the cold night.
بارانی پشمی تر او در طول شب سرد او را گرم نگه داشت.
the woollier the blanket, the cozier the bed feels.
هرچه پتو پشمی تر باشد، تخت خواب راحت تر به نظر می رسد.
woollier yarn is perfect for knitting winter accessories.
نخ پشمی تر برای بافتن لوازم جانبی زمستانی عالی است.
her woollier hat was a hit at the winter festival.
کلاه پشمی تر او در جشنواره زمستانی بسیار محبوب بود.
he bought a woollier scarf to combat the chilly weather.
او برای مقابله با هوای سرد یک شال پشمی تر خرید.
woollier breeds of dogs are better suited for colder climates.
نژادهای پشمی تر سگ ها برای آب و هوای سردتر مناسب تر هستند.
they chose woollier curtains to keep the heat in during winter.
آنها برای حفظ گرما در زمستان، پرده های پشمی تر انتخاب کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید