| جمع | woolpacks |
woolpack delivery
تحویل پودهی پشم
woolpack storage
ذخیرهسازی پودهی پشم
woolpack production
تولید پودهی پشم
woolpack design
طراحی پودهی پشم
woolpack quality
کیفیت پودهی پشم
woolpack supplier
تامینکننده پودهی پشم
woolpack market
بازار پودهی پشم
woolpack cost
هزینه پودهی پشم
woolpack usage
مصرف پودهی پشم
woolpack features
ویژگیهای پودهی پشم
the farmer filled the woolpack with freshly sheared wool.
کشاورز گوسفرهای را با پشم تازه شانه شده پر کرد.
we need to transport the woolpack to the market.
ما باید گوسفرهای را به بازار منتقل کنیم.
the woolpack was heavy, but we managed to lift it.
گوسفرهای سنگین بود، اما ما توانستیم آن را بلند کنیم.
she used a woolpack to store her knitting supplies.
او از یک گوسفرهای برای نگهداری لوازم بافندگی خود استفاده کرد.
they stacked the woolpacks neatly in the barn.
آنها گوسفرهها را به طور مرتب در طویله چیدند.
after the shearing, the woolpack was filled to the brim.
پس از شانه کردن، گوسفرهای تا لبه پر شد.
the woolpack was labeled with the farm's name.
گوسفرهای با نام مزرعه برچسبگذاری شده بود.
he carried the woolpack on his back to save energy.
او گوسفرهای را روی پشت خود حمل کرد تا انرژیاش را حفظ کند.
the woolpack is essential for transporting sheep wool.
گوسفرهای برای حمل و نقل پشم گوسفک ضروری است.
during the festival, they displayed a giant woolpack.
در طول جشنواره، آنها یک گوسفرهای غول پیکر به نمایش گذاشتند.
woolpack delivery
تحویل پودهی پشم
woolpack storage
ذخیرهسازی پودهی پشم
woolpack production
تولید پودهی پشم
woolpack design
طراحی پودهی پشم
woolpack quality
کیفیت پودهی پشم
woolpack supplier
تامینکننده پودهی پشم
woolpack market
بازار پودهی پشم
woolpack cost
هزینه پودهی پشم
woolpack usage
مصرف پودهی پشم
woolpack features
ویژگیهای پودهی پشم
the farmer filled the woolpack with freshly sheared wool.
کشاورز گوسفرهای را با پشم تازه شانه شده پر کرد.
we need to transport the woolpack to the market.
ما باید گوسفرهای را به بازار منتقل کنیم.
the woolpack was heavy, but we managed to lift it.
گوسفرهای سنگین بود، اما ما توانستیم آن را بلند کنیم.
she used a woolpack to store her knitting supplies.
او از یک گوسفرهای برای نگهداری لوازم بافندگی خود استفاده کرد.
they stacked the woolpacks neatly in the barn.
آنها گوسفرهها را به طور مرتب در طویله چیدند.
after the shearing, the woolpack was filled to the brim.
پس از شانه کردن، گوسفرهای تا لبه پر شد.
the woolpack was labeled with the farm's name.
گوسفرهای با نام مزرعه برچسبگذاری شده بود.
he carried the woolpack on his back to save energy.
او گوسفرهای را روی پشت خود حمل کرد تا انرژیاش را حفظ کند.
the woolpack is essential for transporting sheep wool.
گوسفرهای برای حمل و نقل پشم گوسفک ضروری است.
during the festival, they displayed a giant woolpack.
در طول جشنواره، آنها یک گوسفرهای غول پیکر به نمایش گذاشتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید