| جمع | workboards |
workboard setup
راهاندازی تخته کار
workboard management
مدیریت تخته کار
workboard update
بهروزرسانی تخته کار
workboard design
طراحی تخته کار
workboard tools
ابزارهای تخته کار
workboard features
ویژگیهای تخته کار
workboard access
دسترسی به تخته کار
workboard layout
چیدمان تخته کار
workboard tasks
وظایف تخته کار
workboard collaboration
همکاری در تخته کار
we need to update the workboard regularly.
ما باید به طور منظم تابلو کار را بهروزرسانی کنیم.
she posted the new tasks on the workboard.
او وظایف جدید را در تابلو کار منتشر کرد.
can you check the workboard for any updates?
میتوانید تابلو کار را برای هر گونه بهروزرسانی بررسی کنید؟
the workboard helps us stay organized.
تابلو کار به ما کمک میکند تا منظم بمانیم.
everyone should contribute to the workboard.
همه باید به تابلو کار کمک کنند.
we use a digital workboard for project management.
ما از یک تابلو کار دیجیتال برای مدیریت پروژه استفاده میکنیم.
make sure to check the workboard before the meeting.
مطمئن شوید قبل از جلسه تابلو کار را بررسی کنید.
the workboard is a central hub for our team.
تابلو کار یک مرکز اصلی برای تیم ما است.
he suggested adding more columns to the workboard.
او پیشنهاد کرد ستونهای بیشتری به تابلو کار اضافه شود.
we need to prioritize tasks on the workboard.
ما باید وظایف را در تابلو کار اولویتبندی کنیم.
workboard setup
راهاندازی تخته کار
workboard management
مدیریت تخته کار
workboard update
بهروزرسانی تخته کار
workboard design
طراحی تخته کار
workboard tools
ابزارهای تخته کار
workboard features
ویژگیهای تخته کار
workboard access
دسترسی به تخته کار
workboard layout
چیدمان تخته کار
workboard tasks
وظایف تخته کار
workboard collaboration
همکاری در تخته کار
we need to update the workboard regularly.
ما باید به طور منظم تابلو کار را بهروزرسانی کنیم.
she posted the new tasks on the workboard.
او وظایف جدید را در تابلو کار منتشر کرد.
can you check the workboard for any updates?
میتوانید تابلو کار را برای هر گونه بهروزرسانی بررسی کنید؟
the workboard helps us stay organized.
تابلو کار به ما کمک میکند تا منظم بمانیم.
everyone should contribute to the workboard.
همه باید به تابلو کار کمک کنند.
we use a digital workboard for project management.
ما از یک تابلو کار دیجیتال برای مدیریت پروژه استفاده میکنیم.
make sure to check the workboard before the meeting.
مطمئن شوید قبل از جلسه تابلو کار را بررسی کنید.
the workboard is a central hub for our team.
تابلو کار یک مرکز اصلی برای تیم ما است.
he suggested adding more columns to the workboard.
او پیشنهاد کرد ستونهای بیشتری به تابلو کار اضافه شود.
we need to prioritize tasks on the workboard.
ما باید وظایف را در تابلو کار اولویتبندی کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید