workboard

[ایالات متحده]/wɜːk.bɔːd/
[بریتانیا]/wɜrk.bɔrd/

ترجمه

n. تخته‌ای که برای اهداف کاری استفاده می‌شود؛ سطحی برای نمایش یا سازماندهی مواد مرتبط با کار
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

workboard setup

راه‌اندازی تخته کار

workboard management

مدیریت تخته کار

workboard update

به‌روزرسانی تخته کار

workboard design

طراحی تخته کار

workboard tools

ابزارهای تخته کار

workboard features

ویژگی‌های تخته کار

workboard access

دسترسی به تخته کار

workboard layout

چیدمان تخته کار

workboard tasks

وظایف تخته کار

workboard collaboration

همکاری در تخته کار

جملات نمونه

we need to update the workboard regularly.

ما باید به طور منظم تابلو کار را به‌روزرسانی کنیم.

she posted the new tasks on the workboard.

او وظایف جدید را در تابلو کار منتشر کرد.

can you check the workboard for any updates?

می‌توانید تابلو کار را برای هر گونه به‌روزرسانی بررسی کنید؟

the workboard helps us stay organized.

تابلو کار به ما کمک می‌کند تا منظم بمانیم.

everyone should contribute to the workboard.

همه باید به تابلو کار کمک کنند.

we use a digital workboard for project management.

ما از یک تابلو کار دیجیتال برای مدیریت پروژه استفاده می‌کنیم.

make sure to check the workboard before the meeting.

مطمئن شوید قبل از جلسه تابلو کار را بررسی کنید.

the workboard is a central hub for our team.

تابلو کار یک مرکز اصلی برای تیم ما است.

he suggested adding more columns to the workboard.

او پیشنهاد کرد ستون‌های بیشتری به تابلو کار اضافه شود.

we need to prioritize tasks on the workboard.

ما باید وظایف را در تابلو کار اولویت‌بندی کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید