workhorses

[ایالات متحده]/wɜːkˌhɔːsɪz/
[بریتانیا]/wɜrkˌhɔrsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حیوانات یا ماشین‌هایی که کار سخت انجام می‌دهند

عبارات و ترکیب‌ها

workhorses of industry

اسب‌کشی‌های صنعت

workhorses of technology

اسب‌کشی‌های فناوری

workhorses of agriculture

اسب‌کشی‌های کشاورزی

workhorses of business

اسب‌کشی‌های کسب و کار

workhorses in sports

اسب‌کشی‌ها در ورزش

workhorses of science

اسب‌کشی‌های علم

workhorses of design

اسب‌کشی‌های طراحی

workhorses of education

اسب‌کشی‌های آموزش

جملات نمونه

these machines are the workhorses of the factory.

این ماشین‌ها اسب‌کارهای کارخانه هستند.

in our team, the workhorses are the ones who get the job done.

در تیم ما، اسب‌کارهایی هستند که کار را انجام می‌دهند.

workhorses like these are essential for productivity.

اسب‌کارهایی مانند این‌ها برای افزایش بهره‌وری ضروری هستند.

he considers himself one of the workhorses in the organization.

او خود را یکی از اسب‌کارهای سازمان می‌داند.

the workhorses of the industry are often overlooked.

اسب‌کارهای صنعت اغلب نادیده گرفته می‌شوند.

these vehicles are the workhorses of our delivery service.

این وسایل نقلیه اسب‌کارهای خدمات تحویل ما هستند.

she is one of the workhorses in our research team.

او یکی از اسب‌کارهای تیم تحقیقاتی ما است.

workhorses in agriculture help sustain our food supply.

اسب‌کارهای کشاورزی به حفظ تأمین غذایی ما کمک می‌کنند.

these programs are the workhorses of our educational system.

این برنامه‌ها اسب‌کارهای سیستم آموزشی ما هستند.

workhorses in any business are crucial for success.

اسب‌کارهای هر کسب و کاری برای موفقیت حیاتی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید