worryings

[ایالات متحده]/ˈwʌrɪɪŋz/
[بریتانیا]/ˈwɜriɪŋz/

ترجمه

adj. نگران‌کننده; ناراحت‌کننده
v. عمل نگران شدن (فعل حال استمراری از نگران شدن)

عبارات و ترکیب‌ها

worryings ahead

نگرانی‌های پیش رو

worryings about

نگرانی در مورد

worryings increase

نگرانی‌ها افزایش می‌یابد

worryings arise

نگرانی‌ها ایجاد می‌شود

worryings persist

نگرانی‌ها ادامه می‌یابد

worryings decrease

نگرانی‌ها کاهش می‌یابد

worryings grow

نگرانی‌ها رشد می‌کند

worryings remain

نگرانی‌ها باقی می‌ماند

worryings expressed

نگرانی‌ها بیان شد

worryings noted

نگرانی‌ها مورد توجه قرار گرفت

جملات نمونه

my worryings keep me up at night.

نگرانی‌های من مرا تا دیروقت بیدار نگه می‌دارند.

she expressed her worryings about the future.

او نگرانی‌های خود را در مورد آینده ابراز کرد.

his worryings often distract him from work.

نگرانی‌های او اغلب باعث پرت شدن حواسش از کار می‌شود.

we need to address our worryings together.

ما باید نگرانی‌های خود را با هم مورد رسیدگی قرار دهیم.

her worryings about health are understandable.

نگرانی‌های او در مورد سلامتی قابل درک است.

let’s talk about your worryings and find solutions.

بیایید در مورد نگرانی‌های شما صحبت کنیم و راه حل پیدا کنیم.

his worryings about finances have increased.

نگرانی‌های او در مورد امور مالی افزایش یافته است.

ignoring your worryings won't make them go away.

نادیده گرفتن نگرانی‌های شما باعث نمی‌شود آنها از بین بروند.

she often shares her worryings with close friends.

او اغلب نگرانی‌های خود را با دوستان نزدیکش در میان می‌گذارد.

finding a way to cope with worryings is essential.

پیدا کردن راهی برای مقابله با نگرانی‌ها ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید