wrangled issues
مسائل ساماندهیشده
wrangled data
دادههای ساماندهیشده
wrangled arguments
استدلالهای ساماندهیشده
wrangled results
نتایج ساماندهیشده
wrangled opinions
نظرات ساماندهیشده
wrangled contracts
قراردادهای ساماندهیشده
wrangled resources
منابع ساماندهیشده
wrangled problems
مشکلات ساماندهیشده
wrangled schedules
برنامههای ساماندهیشده
she wrangled the kids into helping with the chores.
او بچهها را متقاعد کرد که در انجام کارهای خانه کمک کنند.
the lawyer wrangled a favorable settlement for his client.
وکیل برای موکلش یک توافقنامه مطلوب به دست آورد.
he wrangled with his colleagues over the project details.
او با همکارانش در مورد جزئیات پروژه بحث و جدل کرد.
they wrangled for hours before reaching an agreement.
آنها ساعتها بحث کردند تا به توافق برسند.
she wrangled the budget to fit the new plan.
او بودجه را طوری تنظیم کرد که با طرح جدید مطابقت داشته باشد.
the farmers wrangled over water rights during the drought.
کشاورزان در طول خشکسالی در مورد حق آب با یکدیگر بحث کردند.
he wrangled with the difficult customer to resolve the issue.
او برای حل مشکل با مشتری دشوار بحث و جدل کرد.
they wrangled the horses into the stable before the storm.
آنها اسبها را قبل از طوفان وارد طویله کردند.
she wrangled a last-minute invitation to the gala.
او یک دعوتنامه لحظه آخری برای مهمانی شام به دست آورد.
he wrangled the team to finish the project on time.
او تیم را متقاعد کرد که پروژه را به موقع به پایان برسانند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید