wrangled

[ایالات متحده]/ˈræŋɡəld/
[بریتانیا]/ˈræŋɡəld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته‌ی مشارکتی wrangle

عبارات و ترکیب‌ها

wrangled issues

مسائل ساماندهی‌شده

wrangled data

داده‌های ساماندهی‌شده

wrangled arguments

استدلال‌های ساماندهی‌شده

wrangled results

نتایج ساماندهی‌شده

wrangled opinions

نظرات ساماندهی‌شده

wrangled contracts

قراردادهای ساماندهی‌شده

wrangled resources

منابع ساماندهی‌شده

wrangled problems

مشکلات ساماندهی‌شده

wrangled schedules

برنامه‌های ساماندهی‌شده

جملات نمونه

she wrangled the kids into helping with the chores.

او بچه‌ها را متقاعد کرد که در انجام کارهای خانه کمک کنند.

the lawyer wrangled a favorable settlement for his client.

وکیل برای موکلش یک توافقنامه مطلوب به دست آورد.

he wrangled with his colleagues over the project details.

او با همکارانش در مورد جزئیات پروژه بحث و جدل کرد.

they wrangled for hours before reaching an agreement.

آنها ساعت‌ها بحث کردند تا به توافق برسند.

she wrangled the budget to fit the new plan.

او بودجه را طوری تنظیم کرد که با طرح جدید مطابقت داشته باشد.

the farmers wrangled over water rights during the drought.

کشاورزان در طول خشکسالی در مورد حق آب با یکدیگر بحث کردند.

he wrangled with the difficult customer to resolve the issue.

او برای حل مشکل با مشتری دشوار بحث و جدل کرد.

they wrangled the horses into the stable before the storm.

آنها اسب‌ها را قبل از طوفان وارد طویله کردند.

she wrangled a last-minute invitation to the gala.

او یک دعوتنامه لحظه آخری برای مهمانی شام به دست آورد.

he wrangled the team to finish the project on time.

او تیم را متقاعد کرد که پروژه را به موقع به پایان برسانند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید