wreaking

[ایالات متحده]/riːkɪŋ/
[بریتانیا]/riːkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تحمیل کردن یا اجرا کردن (به عنوان مثال در خشونت)؛ ابراز کردن یا تخلیه کردن (به عنوان مثال در خشم)

عبارات و ترکیب‌ها

wreaking havoc

ایجاد هرج و مرج

wreaking destruction

ایجاد تخریب

wreaking revenge

انتقام‌جویی

wreaking chaos

ایجاد هرج و مرج

wreaking pain

ایجاد درد

wreaking damage

ایجاد خسارت

wreaking terror

ایجاد ترس

wreaking influence

ایجاد تأثیر

wreaking change

ایجاد تغییر

جملات نمونه

wreaking havoc on the city, the storm caused extensive damage.

در حال ایجاد هرج و مرج در شهر، طوفان خسارت گسترده ای ایجاد کرد.

the hackers are wreaking chaos in the computer system.

هکرها در حال ایجاد هرج و مرج در سیستم کامپیوتری هستند.

she was wreaking emotional turmoil in her relationships.

او در حال ایجاد آشفتگی عاطفی در روابط خود بود.

the protestors are wreaking their frustration on the streets.

تظاهرکنندگان در حال تخلیه نارضایتی خود در خیابان ها هستند.

wreaking revenge, he plotted against his former partner.

در حال انتقام جویی، او علیه شریک سابق خود توطئه کرد.

the wildfire is wreaking destruction across the forest.

آتش سوزی در حال ایجاد تخریب در سراسر جنگل است.

his careless actions are wreaking consequences for the entire team.

اقدامات بی احتیاطانه او عواقبی را برای کل تیم ایجاد می کند.

the virus is wreaking havoc on the global economy.

ویروس در حال ایجاد هرج و مرج در اقتصاد جهانی است.

wreaking havoc with her words, she hurt many feelings.

در حال ایجاد هرج و مرج با کلماتش، او باعث رنجش بسیاری از افراد شد.

the earthquake is wreaking devastation in the region.

زلزله در حال ایجاد ویرانی در منطقه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید