wrests

[ایالات متحده]/rɛsts/
[بریتانیا]/rɛsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (به زور چرخاندن یا کشیدن چیزی دور)؛ (به سختی چیزی به دست آوردن)؛ (از کسی قاپیدن)؛ (به زور گرفتن)

عبارات و ترکیب‌ها

wrests control

به دست گرفتن کنترل

wrests power

به دست گرفتن قدرت

wrests attention

جلب توجه

wrests freedom

به دست آوردن آزادی

wrests influence

به دست گرفتن نفوذ

wrests victory

به دست آوردن پیروزی

wrests opportunity

به دست آوردن فرصت

wrests dominance

به دست گرفتن برتری

wrests advantage

به دست آوردن برتری

wrests success

به دست آوردن موفقیت

جملات نمونه

the detective wrests the truth from the suspect.

کارآگاه حقیقت را از متهم به دست می‌آورد.

she wrests control of the project from her colleague.

او کنترل پروژه را از همکارش به دست می‌آورد.

he wrests the championship title after years of hard work.

او پس از سال‌ها تلاش قهرمانی را به دست می‌آورد.

the artist wrests inspiration from nature.

هنرمند الهام را از طبیعت به دست می‌آورد.

she wrests the microphone away during the argument.

او میکروفون را در حین بحث به دست می‌آورد.

the manager wrests the decision-making power from the team.

مدیر قدرت تصمیم‌گیری را از تیم به دست می‌آورد.

he wrests the attention of the audience with his speech.

او با سخنرانی خود توجه مخاطبان را به دست می‌آورد.

the coach wrests the victory from the jaws of defeat.

مربی پیروزی را از چنگال شکست به دست می‌آورد.

she wrests her confidence back after the setback.

او اعتماد به نفس خود را پس از پسرفت دوباره به دست می‌آورد.

the politician wrests support from the community.

سیاستمدار حمایت را از جامعه به دست می‌آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید