writhed in pain
دردکشید
writhed with laughter
از خنده به خود پیچید
writhed in agony
در عذاب به خود پیچید
writhed with fear
از ترس به خود پیچید
writhed in ecstasy
در اوج لذت به خود پیچید
writhed in despair
در ناامیدی به خود پیچید
writhed under pressure
تحت فشار به خود پیچید
writhed in confusion
در سردرگمی به خود پیچید
the snake writhed on the ground, trying to escape.
مار در زمین به وضوح حرکت میکرد، در تلاش برای فرار.
she writhed in pain after twisting her ankle.
او بعد از پیچ خوردن مچ پا، از درد به وضوح حرکت میکرد.
the fish writhed in the net, struggling for freedom.
ماهی در تور به وضوح حرکت میکرد، برای آزادی تلاش میکرد.
he writhed with laughter at the comedian's jokes.
او از خنده به وضوح حرکت میکرد، در مقابل لطیفههای کمدین.
the dancer writhed gracefully to the rhythm of the music.
رقصنده به زیبایی و با ریتم موسیقی به وضوح حرکت میکرد.
she writhed in discomfort as the doctor examined her.
او در حالی که پزشک او را معاینه میکرد، از ناراحتی به وضوح حرکت میکرد.
the child writhed on the floor, throwing a tantrum.
کودک روی زمین به وضوح حرکت میکرد و عصبانی میشد.
he writhed in agony after the accident.
او بعد از حادثه از درد به وضوح حرکت میکرد.
the worm writhed in the soil, searching for moisture.
کرم در خاک به وضوح حرکت میکرد، در جستجوی رطوبت.
they watched as the creature writhed in the trap.
آنها تماشا کردند که آن موجود در تله به وضوح حرکت میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید