writhed

[ایالات متحده]/raɪðd/
[بریتانیا]/raɪðd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بدن را به دلیل درد شدید تاب دادن یا غلتاندن

عبارات و ترکیب‌ها

writhed in pain

دردکشید

writhed with laughter

از خنده به خود پیچید

writhed in agony

در عذاب به خود پیچید

writhed with fear

از ترس به خود پیچید

writhed in ecstasy

در اوج لذت به خود پیچید

writhed in despair

در ناامیدی به خود پیچید

writhed under pressure

تحت فشار به خود پیچید

writhed in confusion

در سردرگمی به خود پیچید

جملات نمونه

the snake writhed on the ground, trying to escape.

مار در زمین به وضوح حرکت می‌کرد، در تلاش برای فرار.

she writhed in pain after twisting her ankle.

او بعد از پیچ خوردن مچ پا، از درد به وضوح حرکت می‌کرد.

the fish writhed in the net, struggling for freedom.

ماهی در تور به وضوح حرکت می‌کرد، برای آزادی تلاش می‌کرد.

he writhed with laughter at the comedian's jokes.

او از خنده به وضوح حرکت می‌کرد، در مقابل لطیفه‌های کمدین.

the dancer writhed gracefully to the rhythm of the music.

رقصنده به زیبایی و با ریتم موسیقی به وضوح حرکت می‌کرد.

she writhed in discomfort as the doctor examined her.

او در حالی که پزشک او را معاینه می‌کرد، از ناراحتی به وضوح حرکت می‌کرد.

the child writhed on the floor, throwing a tantrum.

کودک روی زمین به وضوح حرکت می‌کرد و عصبانی می‌شد.

he writhed in agony after the accident.

او بعد از حادثه از درد به وضوح حرکت می‌کرد.

the worm writhed in the soil, searching for moisture.

کرم در خاک به وضوح حرکت می‌کرد، در جستجوی رطوبت.

they watched as the creature writhed in the trap.

آنها تماشا کردند که آن موجود در تله به وضوح حرکت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید