dog wuffs loudly
سگ به شدت ووف میکند
wuffs in sleep
در خواب ووف میکند
the wuffs continue
ووفها ادامه مییابد
stop wuffing
ووف کردن را متوقف کن
wuffed all night
تمام شب ووف کرد
wuffs and wags
ووف میکند و دم میزند
wuffing at strangers
به غریبها ووف میکند
puppy wuffs softly
سگ نابالغ به آرامی ووف میکند
constant wuffs
ووفهای مداوم
wuffs from bedroom
ووفهایی از اتاق خواب
the puppy let out cute wuffs as it slept.
سگ جوجهگونهای که خوابیده بود، صدای نرم و خوشگویی از خود بیرون داد.
i heard soft wuffs coming from the living room.
من صدای نرمی از اتاق نشیمن شنیدم.
the dog greeted me with happy wuffs and tail wags.
سگ با صدای خوشگویی و ارتعاش دم به من سلام کرد.
small wuffs echoed through the quiet house at night.
در شب، صدای نرمی در خانه آرام به گوش میرسید.
the sleepy puppy made soft wuffs while dreaming.
سگ خوابآلود در حال خوابیدن، صدای نرمی از خود بیرون داد.
i love hearing the gentle wuffs of my grandfather's old dog.
من دوست دارم صدای نرم سگ قدیمی دادگاهام را بشنوم.
the confused dog gave several uncertain wuffs.
سگ گیجشده چند صدای نااطمینان از خود بیرون داد.
morning wuffs from the backyard told me the dog was awake.
صدای صبحی از پشت خانه به من گفت که سگ بیدار شده است.
the nervous puppy produced quiet wuffs near the door.
سگ ناراحت در نزدیکی درب صدای آرامی از خود بیرون داد.
comfortable wuffs came from the dog curled up by the fire.
صدای آرام از سگی که در کنار آتش جمع شده بود، آمد.
the old dog sighed with content wuffs after dinner.
سگ قدیمی پس از غذا، با صدای راضی نفس کشید.
my neighbor's dog has the loudest morning wuffs i've ever heard.
سگ همسایهام صدای صبحی بسیار بلندی دارد که تا به حال شنیدهام.
dog wuffs loudly
سگ به شدت ووف میکند
wuffs in sleep
در خواب ووف میکند
the wuffs continue
ووفها ادامه مییابد
stop wuffing
ووف کردن را متوقف کن
wuffed all night
تمام شب ووف کرد
wuffs and wags
ووف میکند و دم میزند
wuffing at strangers
به غریبها ووف میکند
puppy wuffs softly
سگ نابالغ به آرامی ووف میکند
constant wuffs
ووفهای مداوم
wuffs from bedroom
ووفهایی از اتاق خواب
the puppy let out cute wuffs as it slept.
سگ جوجهگونهای که خوابیده بود، صدای نرم و خوشگویی از خود بیرون داد.
i heard soft wuffs coming from the living room.
من صدای نرمی از اتاق نشیمن شنیدم.
the dog greeted me with happy wuffs and tail wags.
سگ با صدای خوشگویی و ارتعاش دم به من سلام کرد.
small wuffs echoed through the quiet house at night.
در شب، صدای نرمی در خانه آرام به گوش میرسید.
the sleepy puppy made soft wuffs while dreaming.
سگ خوابآلود در حال خوابیدن، صدای نرمی از خود بیرون داد.
i love hearing the gentle wuffs of my grandfather's old dog.
من دوست دارم صدای نرم سگ قدیمی دادگاهام را بشنوم.
the confused dog gave several uncertain wuffs.
سگ گیجشده چند صدای نااطمینان از خود بیرون داد.
morning wuffs from the backyard told me the dog was awake.
صدای صبحی از پشت خانه به من گفت که سگ بیدار شده است.
the nervous puppy produced quiet wuffs near the door.
سگ ناراحت در نزدیکی درب صدای آرامی از خود بیرون داد.
comfortable wuffs came from the dog curled up by the fire.
صدای آرام از سگی که در کنار آتش جمع شده بود، آمد.
the old dog sighed with content wuffs after dinner.
سگ قدیمی پس از غذا، با صدای راضی نفس کشید.
my neighbor's dog has the loudest morning wuffs i've ever heard.
سگ همسایهام صدای صبحی بسیار بلندی دارد که تا به حال شنیدهام.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید