wyle away
تاریخ ترجمه
wyle into
تاریخ ترجمه
wyle out of
تاریخ ترجمه
wyle off
تاریخ ترجمه
wyle along
تاریخ ترجمه
wyle through
تاریخ ترجمه
wyle with
تاریخ ترجمه
wyle by
تاریخ ترجمه
clever wyle
تاریخ ترجمه
wyle and weave
تاریخ ترجمه
she wyles away the afternoon with a good book.
او بعدازظهر را با یک کتاب خوب گذراند.
he managed to wyle the secret out of his sister.
او موفق شد راز خواهرش را بیرون بکشاند.
the salesman tried to wyle customers into buying expensive gadgets.
فروشنده سعی کرد مشتریان را با خرید دستگاههای گران قیمت جذب کند.
they wyle away the summer holidays at the beach cottage.
آنها تعطیلات تابستان را در خانه ساحلی گذراندند.
she wyled her child into eating vegetables by promising dessert.
او با اعطا کردن دسر، کودکش را به خوردن سبزیجات ترغیب کرد.
the warm fire wyles away the chill of winter evenings.
نار گرم گریم شبهای زمستانی را دور میزد.
he wyled the information out of the reluctant witness.
او اطلاعات را از شاهد مایل نشده بیرون کشید.
the cozy café wyles away many happy hours for regular visitors.
کافیشی دوستداشتنی زمانهای خوش بسیاری را برای بازدیدکنندگان معمولی گذراند.
she wyled him into changing his mind with clever flattery.
او با تمجید هوشمند، او را باعث تغییر نظر شد.
the ancient tales wyle listeners into a magical trance.
داستانهای باستانی شنیدگران را در یک حالت جادویی فرو میبرد.
he wyles away the waiting time by solving crossword puzzles.
او وقت انتظار را با حل پازلهای عبوری گذراند.
the soft music wyles away the stresses of a busy workday.
موسیقی نرم استرسهای روز کاری پر از فعالیت را دور میزد.
she wyled the shy kitten out from under the bed with treats.
او با ارائه مزیتها، گربهی خجالتپذیر را از زیر تخت بیرون کشید.
wyle away
تاریخ ترجمه
wyle into
تاریخ ترجمه
wyle out of
تاریخ ترجمه
wyle off
تاریخ ترجمه
wyle along
تاریخ ترجمه
wyle through
تاریخ ترجمه
wyle with
تاریخ ترجمه
wyle by
تاریخ ترجمه
clever wyle
تاریخ ترجمه
wyle and weave
تاریخ ترجمه
she wyles away the afternoon with a good book.
او بعدازظهر را با یک کتاب خوب گذراند.
he managed to wyle the secret out of his sister.
او موفق شد راز خواهرش را بیرون بکشاند.
the salesman tried to wyle customers into buying expensive gadgets.
فروشنده سعی کرد مشتریان را با خرید دستگاههای گران قیمت جذب کند.
they wyle away the summer holidays at the beach cottage.
آنها تعطیلات تابستان را در خانه ساحلی گذراندند.
she wyled her child into eating vegetables by promising dessert.
او با اعطا کردن دسر، کودکش را به خوردن سبزیجات ترغیب کرد.
the warm fire wyles away the chill of winter evenings.
نار گرم گریم شبهای زمستانی را دور میزد.
he wyled the information out of the reluctant witness.
او اطلاعات را از شاهد مایل نشده بیرون کشید.
the cozy café wyles away many happy hours for regular visitors.
کافیشی دوستداشتنی زمانهای خوش بسیاری را برای بازدیدکنندگان معمولی گذراند.
she wyled him into changing his mind with clever flattery.
او با تمجید هوشمند، او را باعث تغییر نظر شد.
the ancient tales wyle listeners into a magical trance.
داستانهای باستانی شنیدگران را در یک حالت جادویی فرو میبرد.
he wyles away the waiting time by solving crossword puzzles.
او وقت انتظار را با حل پازلهای عبوری گذراند.
the soft music wyles away the stresses of a busy workday.
موسیقی نرم استرسهای روز کاری پر از فعالیت را دور میزد.
she wyled the shy kitten out from under the bed with treats.
او با ارائه مزیتها، گربهی خجالتپذیر را از زیر تخت بیرون کشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید