yack

[ایالات متحده]/jæk/
[بریتانیا]/jæk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. صحبت کردن؛ گپ زدن
n. (=yackety-yak) صحبت احمقانه؛ خنده بلند؛ صحبت احمقانه؛ گپ زدن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردyacks
جمعyacks
صفت یا فعل حال استمراریyacking
زمان گذشتهyacked
قسمت سوم فعلyacked

عبارات و ترکیب‌ها

yack away

بگو و برو

yack it

بگو آن را

yack on

ادامه بده

yack about

در مورد آن صحبت کن

yack session

جلسه صحبت کردن

yack fest

جشن صحبت کردن

yack buddy

دوست صحبت کردن

yack box

جعبه صحبت کردن

yack track

مسیر صحبت کردن

yack time

زمان صحبت کردن

جملات نمونه

she loves to yack about her weekend plans.

او عاشق صحبت کردن درباره برنامه‌های آخر هفته‌اش است.

we spent the afternoon yacking over coffee.

ما بعد از ظهر را در حالی که قهوه می‌خوردیم، صحبت کردیم.

he can yack for hours without taking a breath.

او می‌تواند ساعت‌ها بدون مکث صحبت کند.

they yacked about the latest gossip at work.

آنها درباره آخرین شایعات در محل کار صحبت کردند.

it's fun to yack with friends during a road trip.

با دوستان در طول یک سفر جاده‌ای صحبت کردن لذت بخش است.

she yacked away, oblivious to the time.

او بی‌توجه به زمان، صحبت کرد.

we like to yack about our favorite shows.

ما دوست داریم درباره برنامه‌های تلویزیونی مورد علاقه خود صحبت کنیم.

he yacked on the phone for hours.

او ساعت‌ها با تلفن صحبت کرد.

let's yack about our travel experiences.

بیایید درباره تجربیات سفر خود صحبت کنیم.

they yacked excitedly about their upcoming concert.

آنها با هیجان درباره کنسرت آینده خود صحبت کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید