yacked away
حرف زدند و دور شدند
yacked about
در مورد آن حرف زدند
yacked on
ادامه دادند حرف زدن
yacked it
آن را گفتند
yacked off
قطع کردند حرف زدن
yacked up
بالا آوردند حرف زدن
yacked down
پایین آوردند حرف زدن
yacked for
برای آن حرف زدند
yacked with
با آن حرف زدند
yacked out
خسته شدند از حرف زدن
they yacked for hours about their favorite movies.
آنها ساعتها درباره فیلمهای مورد علاقه خود صحبت کردند.
she yacked away on the phone while cooking dinner.
او در حالی که شام درست میکرد، به طور مداوم با تلفن صحبت کرد.
the kids yacked excitedly about their school trip.
بچهها با هیجان درباره سفر مدرسه خود صحبت کردند.
we yacked about our weekend plans over coffee.
ما در مورد برنامههای آخر هفته خود در حالی که قهوه میخوردیم، صحبت کردیم.
he yacked so much that i lost track of time.
او آنقدر صحبت کرد که من ردیابی زمان را از دست دادم.
during the meeting, they yacked about the new project.
در طول جلسه، آنها در مورد پروژه جدید صحبت کردند.
she yacked incessantly, making it hard to concentrate.
او به طور مداوم صحبت کرد و باعث شد تمرکز کردن دشوار شود.
after the game, we yacked about the highlights.
بعد از بازی، ما در مورد نکات برجسته صحبت کردیم.
they yacked about politics until late at night.
آنها تا دیروقت شب درباره سیاست صحبت کردند.
i yacked with my friends about our favorite books.
من با دوستانم در مورد کتابهای مورد علاقه خود صحبت کردم.
yacked away
حرف زدند و دور شدند
yacked about
در مورد آن حرف زدند
yacked on
ادامه دادند حرف زدن
yacked it
آن را گفتند
yacked off
قطع کردند حرف زدن
yacked up
بالا آوردند حرف زدن
yacked down
پایین آوردند حرف زدن
yacked for
برای آن حرف زدند
yacked with
با آن حرف زدند
yacked out
خسته شدند از حرف زدن
they yacked for hours about their favorite movies.
آنها ساعتها درباره فیلمهای مورد علاقه خود صحبت کردند.
she yacked away on the phone while cooking dinner.
او در حالی که شام درست میکرد، به طور مداوم با تلفن صحبت کرد.
the kids yacked excitedly about their school trip.
بچهها با هیجان درباره سفر مدرسه خود صحبت کردند.
we yacked about our weekend plans over coffee.
ما در مورد برنامههای آخر هفته خود در حالی که قهوه میخوردیم، صحبت کردیم.
he yacked so much that i lost track of time.
او آنقدر صحبت کرد که من ردیابی زمان را از دست دادم.
during the meeting, they yacked about the new project.
در طول جلسه، آنها در مورد پروژه جدید صحبت کردند.
she yacked incessantly, making it hard to concentrate.
او به طور مداوم صحبت کرد و باعث شد تمرکز کردن دشوار شود.
after the game, we yacked about the highlights.
بعد از بازی، ما در مورد نکات برجسته صحبت کردیم.
they yacked about politics until late at night.
آنها تا دیروقت شب درباره سیاست صحبت کردند.
i yacked with my friends about our favorite books.
من با دوستانم در مورد کتابهای مورد علاقه خود صحبت کردم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید