yawling

[ایالات متحده]/ˈjɔːlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈjɔːlɪŋ/

ترجمه

n. قایق کوچک که برای مقاصد مختلف استفاده می‌شود؛ کشتی بادبانی با بادبان مثلثی

عبارات و ترکیب‌ها

yawling cat

گربه در حال یاولینگ

yawling baby

نوزاد در حال یاولینگ

yawling dog

سگ در حال یاولینگ

yawling crowd

گرد در حال یاولینگ

yawling wind

باد در حال یاولینگ

yawling noise

سر و صدا در حال یاولینگ

yawling children

کودکان در حال یاولینگ

yawling voice

صدای یاولینگ

yawling engine

موتور در حال یاولینگ

جملات نمونه

the cat was yawling loudly at the door.

گربه با صدای بلند در حال زوزه کشیدن در مقابل در بود.

she couldn't sleep because of the yawling baby.

او به دلیل ناله نوزاد نمی‌توانست بخوابد.

the dog started yawling when it saw the stranger.

وقتی سگ فرد غریبه را دید، شروع به زوزه کشیدن کرد.

his yawling voice echoed through the empty hall.

صدای زوزه مانند او در تالار خالی طنین انداز شد.

they were yawling in excitement during the concert.

آنها در طول کنسرت با هیجان زوزه می‌کشیدند.

the children were yawling with joy at the birthday party.

کودکان با خوشحالی در مهمانی تولد زوزه می‌کشیدند.

she heard the yawling of wolves in the distance.

او صدای زوزه گرگ‌ها را از دور شنید.

the yawling of the wind made the night eerie.

زوزه باد شب را ترسناک کرد.

he couldn't concentrate because of the yawling outside.

او به دلیل زوزه بیرون نمی‌توانست تمرکز کند.

the yawling of the kittens attracted everyone's attention.

زوزه بچه گربه‌ها توجه همه را جلب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید