yawnings

[ایالات متحده]/ˈjɔːnɪŋz/
[بریتانیا]/ˈjɔnɪŋz/

ترجمه

adj. دهان کاملاً باز داشتن
n. عمل یخ زدن
v. شکل حال استمراری یخ زدن

عبارات و ترکیب‌ها

yawnings and stretching

کشیدن و دراز کردن

yawnings in class

خروارها در کلاس

yawnings before bed

خروارها قبل از خواب

yawnings during meetings

خروارها در جلسات

yawnings at work

خروارها در محل کار

yawnings and sighs

خروارها و آه ها

yawnings of boredom

خروارها از خستگی

yawnings before lunch

خروارها قبل از ناهار

yawnings all around

خروارها در همه جا

جملات نمونه

his constant yawnings made everyone in the meeting feel sleepy.

خروپک‌های مداوم او باعث شد همه در جلسه احساس خواب‌آلودگی کنند.

she tried to hide her yawnings during the lecture.

او سعی کرد خروپک‌های خود را در طول سخنرانی پنهان کند.

the yawnings of the audience indicated their boredom.

خروپک‌های مخاطبان نشان‌دهنده بی‌حوصلگی آن‌ها بود.

his yawnings were contagious, spreading through the group.

خروپک‌های او مسری بود و در بین جمع پخش می‌شد.

after a long day, her yawnings were hard to suppress.

بعد از یک روز طولانی، خروپک‌های او سخت قابل کنترل بودند.

the teacher noticed the students' yawnings and decided to take a break.

معلم متوجه خروپک‌های دانش‌آموزان شد و تصمیم گرفت استراحت کند.

yawnings can be a sign of fatigue or boredom.

خروپک‌ها می‌توانند نشانه‌ای از خستگی یا بی‌حوصلگی باشند.

he covered his mouth while yawnings to be polite.

او در حالی که خمیازه می‌کرد تا مؤدبانه باشد، دهان خود را پوشاند.

her frequent yawnings during the movie annoyed her friends.

خروپک‌های مکرر او در طول فیلم دوستانش را آزار می‌داد.

yawnings can sometimes indicate a lack of sleep.

خروپک‌ها گاهی اوقات می‌توانند نشان‌دهنده کمبود خواب باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید