yawnings and stretching
کشیدن و دراز کردن
yawnings in class
خروارها در کلاس
yawnings before bed
خروارها قبل از خواب
yawnings during meetings
خروارها در جلسات
yawnings at work
خروارها در محل کار
yawnings and sighs
خروارها و آه ها
yawnings of boredom
خروارها از خستگی
yawnings before lunch
خروارها قبل از ناهار
yawnings all around
خروارها در همه جا
his constant yawnings made everyone in the meeting feel sleepy.
خروپکهای مداوم او باعث شد همه در جلسه احساس خوابآلودگی کنند.
she tried to hide her yawnings during the lecture.
او سعی کرد خروپکهای خود را در طول سخنرانی پنهان کند.
the yawnings of the audience indicated their boredom.
خروپکهای مخاطبان نشاندهنده بیحوصلگی آنها بود.
his yawnings were contagious, spreading through the group.
خروپکهای او مسری بود و در بین جمع پخش میشد.
after a long day, her yawnings were hard to suppress.
بعد از یک روز طولانی، خروپکهای او سخت قابل کنترل بودند.
the teacher noticed the students' yawnings and decided to take a break.
معلم متوجه خروپکهای دانشآموزان شد و تصمیم گرفت استراحت کند.
yawnings can be a sign of fatigue or boredom.
خروپکها میتوانند نشانهای از خستگی یا بیحوصلگی باشند.
he covered his mouth while yawnings to be polite.
او در حالی که خمیازه میکرد تا مؤدبانه باشد، دهان خود را پوشاند.
her frequent yawnings during the movie annoyed her friends.
خروپکهای مکرر او در طول فیلم دوستانش را آزار میداد.
yawnings can sometimes indicate a lack of sleep.
خروپکها گاهی اوقات میتوانند نشاندهنده کمبود خواب باشند.
yawnings and stretching
کشیدن و دراز کردن
yawnings in class
خروارها در کلاس
yawnings before bed
خروارها قبل از خواب
yawnings during meetings
خروارها در جلسات
yawnings at work
خروارها در محل کار
yawnings and sighs
خروارها و آه ها
yawnings of boredom
خروارها از خستگی
yawnings before lunch
خروارها قبل از ناهار
yawnings all around
خروارها در همه جا
his constant yawnings made everyone in the meeting feel sleepy.
خروپکهای مداوم او باعث شد همه در جلسه احساس خوابآلودگی کنند.
she tried to hide her yawnings during the lecture.
او سعی کرد خروپکهای خود را در طول سخنرانی پنهان کند.
the yawnings of the audience indicated their boredom.
خروپکهای مخاطبان نشاندهنده بیحوصلگی آنها بود.
his yawnings were contagious, spreading through the group.
خروپکهای او مسری بود و در بین جمع پخش میشد.
after a long day, her yawnings were hard to suppress.
بعد از یک روز طولانی، خروپکهای او سخت قابل کنترل بودند.
the teacher noticed the students' yawnings and decided to take a break.
معلم متوجه خروپکهای دانشآموزان شد و تصمیم گرفت استراحت کند.
yawnings can be a sign of fatigue or boredom.
خروپکها میتوانند نشانهای از خستگی یا بیحوصلگی باشند.
he covered his mouth while yawnings to be polite.
او در حالی که خمیازه میکرد تا مؤدبانه باشد، دهان خود را پوشاند.
her frequent yawnings during the movie annoyed her friends.
خروپکهای مکرر او در طول فیلم دوستانش را آزار میداد.
yawnings can sometimes indicate a lack of sleep.
خروپکها گاهی اوقات میتوانند نشاندهنده کمبود خواب باشند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید