yawping

[ایالات متحده]/ˈjɔːpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈjɔːpɪŋ/

ترجمه

n. فریاد بلند؛ سر و صدا
v. عمل فریاد بلند

عبارات و ترکیب‌ها

yawping loudly

نجوا کردن با صدای بلند

yawping birds

پرندگان در حال نجوا کردن

yawping crowd

گروهی که نجوا می‌کند

yawping children

کودکانی که نجوا می‌کنند

yawping voices

صدای نجوا کردن

yawping at night

نجوا کردن در شب

yawping in joy

نجوا کردن از سر خوشی

yawping over there

نجوا کردن آنجا

yawping like crazy

نجوا کردن دیوانه وار

yawping for attention

نجوا کردن برای جلب توجه

جملات نمونه

the children were yawping with excitement at the fair.

کودکان با هیجان در حال جیغ زدن در نمایشگاه بودند.

he couldn't stop yawping about his new job.

او نمی‌توانست از جیغ زدن درباره شغل جدیدش دست نکشد.

the dog was yawping loudly in the backyard.

سگ به شدت در حیاط پشتی جیغ می‌کشید.

they were yawping in joy after winning the game.

آنها بعد از بردن بازی با خوشحالی جیغ می‌زدند.

she found the yawping of the crowd overwhelming.

جیغ جمعیت برای او طاقت‌فرسا بود.

yawping can be heard from the other side of the park.

می‌توان صدای جیغ را از آن طرف پارک شنید.

he was yawping about his travels all evening.

او تمام شب درباره سفرش جیغ می‌زد.

the yawping of the kids filled the air with joy.

جیغ کودکان هوا را با شادی پر کرد.

she couldn't concentrate due to the yawping of the protesters.

به دلیل جیغ اعتراض‌کنندگان او نمی‌توانست تمرکز کند.

the yawping of the fans was deafening during the concert.

جیغ طرفداران در طول کنسرت بسیار بلند بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید