yawping loudly
نجوا کردن با صدای بلند
yawping birds
پرندگان در حال نجوا کردن
yawping crowd
گروهی که نجوا میکند
yawping children
کودکانی که نجوا میکنند
yawping voices
صدای نجوا کردن
yawping at night
نجوا کردن در شب
yawping in joy
نجوا کردن از سر خوشی
yawping over there
نجوا کردن آنجا
yawping like crazy
نجوا کردن دیوانه وار
yawping for attention
نجوا کردن برای جلب توجه
the children were yawping with excitement at the fair.
کودکان با هیجان در حال جیغ زدن در نمایشگاه بودند.
he couldn't stop yawping about his new job.
او نمیتوانست از جیغ زدن درباره شغل جدیدش دست نکشد.
the dog was yawping loudly in the backyard.
سگ به شدت در حیاط پشتی جیغ میکشید.
they were yawping in joy after winning the game.
آنها بعد از بردن بازی با خوشحالی جیغ میزدند.
she found the yawping of the crowd overwhelming.
جیغ جمعیت برای او طاقتفرسا بود.
yawping can be heard from the other side of the park.
میتوان صدای جیغ را از آن طرف پارک شنید.
he was yawping about his travels all evening.
او تمام شب درباره سفرش جیغ میزد.
the yawping of the kids filled the air with joy.
جیغ کودکان هوا را با شادی پر کرد.
she couldn't concentrate due to the yawping of the protesters.
به دلیل جیغ اعتراضکنندگان او نمیتوانست تمرکز کند.
the yawping of the fans was deafening during the concert.
جیغ طرفداران در طول کنسرت بسیار بلند بود.
yawping loudly
نجوا کردن با صدای بلند
yawping birds
پرندگان در حال نجوا کردن
yawping crowd
گروهی که نجوا میکند
yawping children
کودکانی که نجوا میکنند
yawping voices
صدای نجوا کردن
yawping at night
نجوا کردن در شب
yawping in joy
نجوا کردن از سر خوشی
yawping over there
نجوا کردن آنجا
yawping like crazy
نجوا کردن دیوانه وار
yawping for attention
نجوا کردن برای جلب توجه
the children were yawping with excitement at the fair.
کودکان با هیجان در حال جیغ زدن در نمایشگاه بودند.
he couldn't stop yawping about his new job.
او نمیتوانست از جیغ زدن درباره شغل جدیدش دست نکشد.
the dog was yawping loudly in the backyard.
سگ به شدت در حیاط پشتی جیغ میکشید.
they were yawping in joy after winning the game.
آنها بعد از بردن بازی با خوشحالی جیغ میزدند.
she found the yawping of the crowd overwhelming.
جیغ جمعیت برای او طاقتفرسا بود.
yawping can be heard from the other side of the park.
میتوان صدای جیغ را از آن طرف پارک شنید.
he was yawping about his travels all evening.
او تمام شب درباره سفرش جیغ میزد.
the yawping of the kids filled the air with joy.
جیغ کودکان هوا را با شادی پر کرد.
she couldn't concentrate due to the yawping of the protesters.
به دلیل جیغ اعتراضکنندگان او نمیتوانست تمرکز کند.
the yawping of the fans was deafening during the concert.
جیغ طرفداران در طول کنسرت بسیار بلند بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید