yelpings

[ایالات متحده]/ˈjɛlpɪŋz/
[بریتانیا]/ˈjɛlpɪŋz/

ترجمه

n. صدای تیز یا پارس
v. به طور تیز فریاد زدن؛ پارس کردن؛ دردی فریاد زدن

عبارات و ترکیب‌ها

dog yelpings

نجوای سگ

loud yelpings

نجواهای بلند

frequent yelpings

نجواهای مکرر

high-pitched yelpings

نجواهای با صدای بالا

soft yelpings

نجواهای آرام

muffled yelpings

نجواهای خفه

unexpected yelpings

نجواهای غیرمنتظره

faint yelpings

نجواهای ضعیف

playful yelpings

نجواهای بازیگوشانه

distant yelpings

نجواهای دوردست

جملات نمونه

the dog's yelpings echoed through the night.

ناله های سگ در طول شب طنین انداز شد.

her yelpings of joy filled the room.

ناله های شادی او اتاق را پر کرد.

the yelpings of the puppies were adorable.

ناله های توله سگ ها دوست داشتنی بود.

he couldn't ignore the yelpings of the injured animal.

او نمی توانست ناله های حیوان زخمی را نادیده بگیرد.

the sudden yelpings startled everyone at the picnic.

ناله های ناگهانی باعث ترس همه در پیک نیک شد.

she recorded the yelpings of the coyotes at dusk.

او ناله های شغال ها را در هنگام غروب ثبت کرد.

the yelpings indicated that something was wrong.

ناله ها نشان می داد که مشکلی وجود دارد.

we heard the yelpings of the dogs in the distance.

ما ناله های سگ ها را در دوردست شنیدیم.

the yelpings grew louder as they approached.

همانطور که نزدیک می شدند، ناله ها بلندتر می شد.

his yelpings of frustration were hard to miss.

ناله های او از سر ناامیدی سخت بود که نادیده گرفته شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید