youthens

[ایالات متحده]/ˈjuːθənz/
[بریتانیا]/ˈjuːθənz/

ترجمه

vt. جوان شدن; جوانی را بازگرداندن

عبارات و ترکیب‌ها

youthens growth

رشد جوانان

youthens development

توسعه جوانان

youthens empowerment

توانمندسازی جوانان

youthens engagement

مشارکت جوانان

youthens leadership

رهبری جوانان

youthens initiatives

ابتکارات جوانان

youthens programs

برنامه‌های جوانان

youthens activities

فعالیت‌های جوانان

youthens issues

مشکلات جوانان

youthens voices

صدای جوانان

جملات نمونه

many believe that education youthens the mind.

بسیاری معتقدند که آموزش ذهن را جوان می‌کند.

traveling often youthens one's perspective on life.

سفر کردن اغلب دیدگاه یک فرد را نسبت به زندگی جوان می‌کند.

regular exercise youthens both body and spirit.

ورزش منظم هم جسم و هم روح را جوان می‌کند.

art and culture youthens the community.

هنر و فرهنگ جامعه را جوان می‌کند.

new experiences youthens the soul.

تجربیات جدید روح را جوان می‌کند.

innovative ideas youthens the workplace atmosphere.

ایده‌های نوآورانه فضای کاری را جوان می‌کند.

volunteering youthens your connection with the community.

داوطلبی ارتباط شما را با جامعه جوان می‌کند.

reading literature youthens the imagination.

خواندن ادبیات تخیل را جوان می‌کند.

participating in sports youthens personal growth.

شرکت در ورزش‌ها رشد شخصی را جوان می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید