zags

[ایالات متحده]/zæɡ/
[بریتانیا]/zæɡ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک چرخش تند یا تغییر در جهت؛ یک الگوی زیگزاگ یا زاویه
v. چرخش تند یا تغییر جهت دادن

عبارات و ترکیب‌ها

zig zag

zig zag

zag left

zag چپ

zag right

zag راست

zag back

zag عقب

zig and zag

zig و zag

zag away

zag دور

zag through

zag از میان

zag path

zag مسیر

zag line

zag خط

quick zag

zag سریع

جملات نمونه

he decided to zag instead of zig when he saw the obstacle.

او تصمیم گرفت به جای زیگ، زاگ کند وقتی مانعی را دید.

when running, it's important to zag to avoid collisions.

هنگام دویدن، مهم است که برای جلوگیری از برخوردها، زاگ کنید.

the dancer's movements zigzagged across the stage.

حرکات رقصنده به صورت مارپیچ در سراسر صحنه حرکت می‌کرد.

she had to zag quickly to dodge the incoming ball.

او مجبور شد به سرعت زاگ کند تا از توپ در حال نزدیک شدن جاخالی بگیرد.

his thoughts zigzagged between different ideas.

افکار او بین ایده های مختلف به صورت مارپیچ در حرکت بودند.

the path zigzags through the forest.

مسیر از میان جنگل به صورت مارپیچ عبور می‌کند.

to navigate the maze, you need to zig and zag.

برای پیمایش در هزارتو، باید زاگ و زیگ کنید.

the car zigzagged down the winding road.

ماشین در طول جاده پر پیچ و خم به صورت مارپیچ حرکت کرد.

he zigzagged his way through the crowd.

او با حرکت مارپیچ از میان جمعیت عبور کرد.

during the game, players often zig and zag to confuse their opponents.

در طول بازی، بازیکنان اغلب زاگ و زیگ می‌کنند تا حریفان خود را گیج کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید