zilches

[ایالات متحده]/zɪlʧɪz/
[بریتانیا]/zɪlʧɪz/

ترجمه

n. هیچ چیز; صفر; چیز بی‌ارزش; شخص کوچک; فرد بی‌اهمیت; (Zilch) یک نام شخصی; (آلمانی) Zilch

عبارات و ترکیب‌ها

zilches and nada

هیچ و هیچ

zilches for effort

هیچ برای تلاش

zilches to show

هیچ برای نشان دادن

zilches in return

هیچ در عوض

zilches at all

هیچ اصلاً

zilches or less

هیچ یا کمتر

zilches for money

هیچ برای پول

zilches to gain

هیچ برای به دست آوردن

zilches in hand

هیچ در دست

zilches to offer

هیچ برای ارائه

جملات نمونه

after spending all my savings, i ended up with zilches.

بعد از صرف تمام پس اندازهایم، در نهایت هیچ چیز به دست نیاوردم.

he promised to help, but in the end, he gave me zilches.

او قول کمک کرد، اما در نهایت هیچ چیز به من نداد.

when i checked my bank account, i realized i had zilches.

وقتی حساب بانکی‌ام را بررسی کردم، متوجه شدم هیچ چیز ندارم.

the project cost a fortune, and we received zilches in return.

طرح هزینه زیادی داشت و در عوض هیچ چیز دریافت نکردیم.

despite the hard work, the team ended up with zilches.

با وجود تلاش زیاد، تیم در نهایت هیچ چیز به دست نیاورد.

she invested a lot, but unfortunately, she got zilches.

او زیاد سرمایه‌گذاری کرد، اما متاسفانه هیچ چیز به دست نیاورد.

all my efforts led to zilches in the end.

همه تلاش‌های من در نهایت به هیچ چیز ختم شد.

they promised profits, but we ended up with zilches.

آنها وعده سود دادند، اما ما در نهایت هیچ چیز به دست نیاوردیم.

after the sale, i realized i was left with zilches.

بعد از فروش، متوجه شدم هیچ چیز برایم باقی نمانده است.

his claims were bold, but the results were zilches.

ادعاهای او جسورانه بودند، اما نتایج هیچ چیز نبودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید