calm and sedate
آرام و باوقار
sedate demeanor
رفتار باوقار
sedate atmosphere
فضای باوقار
Betty is a sedate girl.
بتي دختري آرام و باوقار است.
We spent a sedate evening at home.
ما یک شب آرام در خانه گذراندیم.
They tried to sedate her.
آنها سعی کردند او را آرام کنند.
After the accident, the doctor gave her some pills to sedate her.
پس از حادثه، پزشک به او قرصهایی داد تا او را آرام کند.
in the old days, business was carried on at a rather more sedate pace.
در دوران قدیم، کسب و کار با سرعت بیشتری انجام میشد.
Melanie, bonneted and shawled, sedate in newly acquired matronly dignity, hung on his arm and the entire personnel of Tara, black and white, turned out to see Ashley off to the war.
ملانی، با کلاه و روسری، با وقار و متین در مقام جدید خود، روی بازوی او آویزان بود و تمام پرسنل تارای سیاه و سفید برای خداحافظی از اشلی بیرون آمدند.
Tabasheer, safflower and calamine can clear away lung heat, expel toxic heat, sedate mind, and calm fright.Savory rhododendron leaf can clear away heat, diminish swelling, and tonify kidney.
طباشیر، همیشه بهار و کلاامین میتوانند گرمای ریه را از بین ببرند، سموم را دفع کنند، ذهن را آرام کنند و ترس را از بین ببرند. برگ رزه دار خوش طعم میتواند گرمای بدن را از بین ببرد، تورم را کاهش دهد و کلیه را تقویت کند.
Two or three grave sedate-looking persons shook their heads, and left the inn, hinting, that if Gile Gosling wished to continue to thrive, he should turn his thriftless godless nephew adrift again.
دو یا سه نفر جدی و با وقار سرشان را تکان دادند و از مسافرخانه خارج شدند و اشاره کردند که اگر گیل گاسلینگ میخواست به پیشرفت خود ادامه دهد، باید خواهرزاده بیثبات و بیخدای خود را دوباره سرگردان کند.
calm and sedate
آرام و باوقار
sedate demeanor
رفتار باوقار
sedate atmosphere
فضای باوقار
Betty is a sedate girl.
بتي دختري آرام و باوقار است.
We spent a sedate evening at home.
ما یک شب آرام در خانه گذراندیم.
They tried to sedate her.
آنها سعی کردند او را آرام کنند.
After the accident, the doctor gave her some pills to sedate her.
پس از حادثه، پزشک به او قرصهایی داد تا او را آرام کند.
in the old days, business was carried on at a rather more sedate pace.
در دوران قدیم، کسب و کار با سرعت بیشتری انجام میشد.
Melanie, bonneted and shawled, sedate in newly acquired matronly dignity, hung on his arm and the entire personnel of Tara, black and white, turned out to see Ashley off to the war.
ملانی، با کلاه و روسری، با وقار و متین در مقام جدید خود، روی بازوی او آویزان بود و تمام پرسنل تارای سیاه و سفید برای خداحافظی از اشلی بیرون آمدند.
Tabasheer, safflower and calamine can clear away lung heat, expel toxic heat, sedate mind, and calm fright.Savory rhododendron leaf can clear away heat, diminish swelling, and tonify kidney.
طباشیر، همیشه بهار و کلاامین میتوانند گرمای ریه را از بین ببرند، سموم را دفع کنند، ذهن را آرام کنند و ترس را از بین ببرند. برگ رزه دار خوش طعم میتواند گرمای بدن را از بین ببرد، تورم را کاهش دهد و کلیه را تقویت کند.
Two or three grave sedate-looking persons shook their heads, and left the inn, hinting, that if Gile Gosling wished to continue to thrive, he should turn his thriftless godless nephew adrift again.
دو یا سه نفر جدی و با وقار سرشان را تکان دادند و از مسافرخانه خارج شدند و اشاره کردند که اگر گیل گاسلینگ میخواست به پیشرفت خود ادامه دهد، باید خواهرزاده بیثبات و بیخدای خود را دوباره سرگردان کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید