assistances

[ایالات متحده]/əˈsɪstənsɪz/
[بریتانیا]/əˈsɪstənsiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کمک یا حمایتی که به کسی یا چیزی ارائه می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

need assistance

نیاز به کمک

request assistance

درخواست کمک

provide assistance

ارائه کمک

offer assistance

پیشنهاد کمک

technical assistances

کمک‌های فنی

legal assistances

کمک‌های حقوقی

financial assistances

کمک‌های مالی

access to assistances

دسترسی به کمک‌ها

جملات نمونه

she received assistances from her friends during the project.

او کمک‌هایی را از دوستانش در طول پروژه دریافت کرد.

the organization provides assistances to those in need.

سازمان به نیازمندان کمک ارائه می‌دهد.

we offer various assistances for new students.

ما کمک‌های مختلفی را برای دانشجویان جدید ارائه می‌دهیم.

his assistances were crucial for the team's success.

کمک‌های او برای موفقیت تیم بسیار مهم بود.

they sought assistances from local authorities.

آنها به دنبال کمک از مقامات محلی بودند.

the program aims to provide assistances to low-income families.

این برنامه با هدف ارائه کمک به خانواده‌های کم‌درآمد است.

she offered assistances in organizing the event.

او در سازماندهی رویداد کمک کرد.

we need more assistances to complete the task on time.

ما برای انجام وظیفه به موقع به کمک بیشتری نیاز داریم.

his assistances included mentoring and advice.

کمک‌های او شامل آموزش و مشاوره بود.

they provide assistances for people with disabilities.

آنها کمک‌هایی را برای افراد دارای معلولیت ارائه می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید