assurance

[ایالات متحده]/əˈʃʊərəns/
[بریتانیا]/əˈʃʊrəns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تضمین، امنیت، قطعیت، اعتماد، بیمه
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

sense of assurance

حس اطمینان

give assurance

اطمینان دادن

financial assurance

اطمینان مالی

provide assurance

اطمینان دادن

lack of assurance

نبود اطمینان

need assurance

نیاز به اطمینان

verbal assurance

اطمینان کلامی

quality assurance

تضمین کیفیت

assurance company

شرکت بیمه

life assurance

بیمه عمر

assurance coefficient

ضریب اطمینان

جملات نمونه

He made an unctuous assurance.

او یک اطمینان اغراق‌آمیز و متظاهرانه به دست آورد.

how great soever the assurance is.

چقدر هم که اطمینان بزرگ باشد.

In conversation she exudes wit and self-assurance.

در گفتگو، او باهوش و اعتماد به نفس از خود نشان می دهد.

assurance of faith depends on our trust in God.

اطمینان از ایمان به اعتماد ما به خدا بستگی دارد.

the assurances were couched in general terms.

این اطمینان ها در اصطلاحات کلی بیان شد.

gave her assurance that the plan would succeed.

به او اطمینان داد که طرح موفق خواهد شد.

nebulous assurances of future cooperation.

اطمینان های مبهم در مورد همکاری های آینده.

I have full assurance of his honsety.

من اطمینان کامل از صداقت او دارم.

Can I have your assurance that this will go no further?

آیا می توانم از شما اطمینان بگیرم که این موضوع بیشتر جلو نخواهد رفت؟

Their team had the assurance to claim that they would beat all their opponents.

تیم آنها اعتماد به نفس لازم برای ادعای شکست دادن تمام حریفان خود را داشت.

How can a nonscientist explain an abstruse theory with such assurance?

چگونه یک غیر دانشمند می‌تواند یک نظریه پیچیده و نامفهوم را با چنین اطمینانی توضیح دهد؟

the assurances helped bring officials onside.

این اطمینان ها به جذب مقامات به سمت خود کمک کرد.

set sail in the assurance of favorable winds.See Synonyms at certainty

با اطمینان از وزش بادهای مطلوب، دریانوردی کرد. برای یافتن مترادف ها به بخش اطمینان مراجعه کنید.

She gave repeated assurances of her loyalty.

او بارها اطمینان خاطر خود را از وفاداری خود نشان داد.

The young teacher lacked assurance in front of his class.

معلم جوان در مقابل کلاس خود اعتماد به نفس کافی نداشت.

He gave me a definite assurance that the repairs would be finished tomorrow.

او به من اطمینان قطعی داد که تعمیرات فردا به پایان خواهد رسید.

He had the assurance to claim that he could speak ten foreign languages perfectly.

او اعتماد به نفس لازم برای ادعای تسلط بر صحبت کردن به ده زبان خارجی را داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید