behaviors

[ایالات متحده]/bɪˈheɪvjərz/
[بریتانیا]/biˈheɪvərəz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. طرز رفتار کسی یا چیزی؛ رفتار؛ اعمال؛ نگرش یا شیوه رفتار؛ حالت عملی یک ماشین یا سیستم؛ واکنش یا پاسخ چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

analyze behaviors

تجزیه و تحلیل رفتارها

impact on behaviors

تاثیر بر رفتارها

observed behaviors

رفتارهای مشاهده شده

learning behaviors

رفتارهای یادگیری

social behaviors

رفتارهای اجتماعی

change behaviors

تغییر رفتارها

predict behaviors

پیش بینی رفتارها

understand behaviors

درک رفتارها

group behaviors

رفتارهای گروهی

target behaviors

رفتارهای هدف

جملات نمونه

his behaviors often reflect his true feelings.

رفتار او اغلب بازتابی از احساسات واقعی او است.

understanding animal behaviors is essential for effective training.

درک رفتار حیوانات برای آموزش موثر ضروری است.

different cultures have unique social behaviors.

فرهنگ‌های مختلف رفتارهای اجتماعی منحصر به فردی دارند.

her behaviors in the workplace are always professional.

رفتار او در محل کار همیشه حرفه‌ای است.

children's behaviors can be influenced by their environment.

رفتار کودکان می‌تواند تحت تأثیر محیط آنها قرار گیرد.

we need to analyze consumer behaviors to improve our marketing strategy.

ما باید رفتار مصرف‌کنندگان را تجزیه و تحلیل کنیم تا استراتژی بازاریابی خود را بهبود بخشیم.

his aggressive behaviors made others feel uncomfortable.

رفتارهای تهاجمی او باعث ناراحتی دیگران شد.

positive behaviors can lead to a better team dynamic.

رفتارهای مثبت می‌تواند منجر به ایجاد یک پویایی بهتر تیمی شود.

recognizing problematic behaviors is the first step to change.

تشخیص رفتارهای مشکل‌ساز اولین قدم برای تغییر است.

her behaviors towards her colleagues are always supportive.

رفتار او نسبت به همکارانش همیشه حمایتی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید