chaperoned

[ایالات متحده]/ˈʃeɪ.pə.rəʊnd/
[بریتانیا]/ˈʃɛpərˌoʊnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کسی را همراهی کرد، به ویژه یک جوان، در یک محیط اجتماعی تا از رفتار خوب او اطمینان حاصل کند؛ به عنوان یک ناظر برای کسی عمل کرد.

عبارات و ترکیب‌ها

chaperoned trip

سفر با همراه

chaperoned event

رویداد با همراه

chaperoned group

گروه با همراه

chaperoned outing

گشت و گذار با همراه

chaperoned children

کودکان با همراه

chaperoned tour

تور با همراه

chaperoned activities

فعالیت‌ها با همراه

chaperoned visit

بازدید با همراه

chaperoned dance

رقص با همراه

chaperoned program

برنامه با همراه

جملات نمونه

the school trip was chaperoned by several teachers.

سفر مدرسه با حضور چندین معلم همراه بود.

all students must be chaperoned during the event.

در طول رویداد، همه دانش آموزان باید همراه باشند.

she felt safer being chaperoned by her older brother.

او احساس امنیت بیشتری می‌کرد وقتی برادر بزرگترش او را همراهی می‌کرد.

the children were chaperoned to the zoo by their parents.

کودکان با همراهی والدین به باغ وحش رفتند.

they attended the concert chaperoned by their aunt.

آنها در کنسرت با همراهی عمه خود شرکت کردند.

during the dance, all minors were chaperoned by adults.

در طول رقص، همه افراد زیر سن قانونی با همراهی بزرگسالان بودند.

the students were chaperoned on their field trip to ensure safety.

برای اطمینان از ایمنی، دانش آموزان در سفر تحصیلی خود همراه بودند.

she was chaperoned to the party by her friend.

دوستش او را به مهمانی همراهی کرد.

they were chaperoned throughout the tour for security reasons.

به دلیل مسائل امنیتی، آنها در طول تور همراه بودند.

the youth group was chaperoned by volunteers.

گروه جوانان با داوطلبان همراه بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید