cozily wrapped
به طور دنج پیچیده شده
cozily nestled
به طور دنج در لانه خود قرار گرفته
cozily seated
به طور دنج نشسته
cozily together
به طور دنج کنار هم
cozily indoors
به طور دنج در داخل خانه
cozily reading
به طور دنج مطالعه کردن
cozily sipping
به طور دنج جرعه جرعه نوشیدن
cozily sleeping
به طور دنج در حال خوابیدن
cozily chatting
به طور دنج گپ زدن
cozily watching
به طور دنج تماشا کردن
they sat cozily by the fireplace, sharing stories.
آنها به طور دنج کنار شومینه نشستند و داستانهایی با هم به اشتراک گذاشتند.
the cat curled up cozily on the warm blanket.
گربه به طور دنج روی پتو گرم جمع شد.
we spent the evening cozily watching movies together.
ما شام را به طور دنج در کنار هم فیلم تماشا کردیم.
she read her book cozily in the corner of the room.
او کتابش را به طور دنج در گوشه اتاق خواند.
they cozily wrapped themselves in blankets during the storm.
آنها در طول طوفان به طور دنج خود را در پتو پیچیدند.
the children played cozily in the living room.
کودکان به طور دنج در اتاق نشیمن بازی کردند.
we cozily enjoyed hot cocoa on a cold winter day.
ما در یک روز سرد زمستانی به طور دنج از شکلات داغ لذت بردیم.
he cozily settled into his favorite chair with a cup of tea.
او به طور دنج در صندلی مورد علاقه خود با یک فنجان چای جا گرفت.
the couple cozily strolled hand in hand through the park.
زوج دست در دست به طور دنج در پارک قدم زدند.
they cozily gathered around the table for dinner.
آنها به طور دنج دور میز برای شام جمع شدند.
cozily wrapped
به طور دنج پیچیده شده
cozily nestled
به طور دنج در لانه خود قرار گرفته
cozily seated
به طور دنج نشسته
cozily together
به طور دنج کنار هم
cozily indoors
به طور دنج در داخل خانه
cozily reading
به طور دنج مطالعه کردن
cozily sipping
به طور دنج جرعه جرعه نوشیدن
cozily sleeping
به طور دنج در حال خوابیدن
cozily chatting
به طور دنج گپ زدن
cozily watching
به طور دنج تماشا کردن
they sat cozily by the fireplace, sharing stories.
آنها به طور دنج کنار شومینه نشستند و داستانهایی با هم به اشتراک گذاشتند.
the cat curled up cozily on the warm blanket.
گربه به طور دنج روی پتو گرم جمع شد.
we spent the evening cozily watching movies together.
ما شام را به طور دنج در کنار هم فیلم تماشا کردیم.
she read her book cozily in the corner of the room.
او کتابش را به طور دنج در گوشه اتاق خواند.
they cozily wrapped themselves in blankets during the storm.
آنها در طول طوفان به طور دنج خود را در پتو پیچیدند.
the children played cozily in the living room.
کودکان به طور دنج در اتاق نشیمن بازی کردند.
we cozily enjoyed hot cocoa on a cold winter day.
ما در یک روز سرد زمستانی به طور دنج از شکلات داغ لذت بردیم.
he cozily settled into his favorite chair with a cup of tea.
او به طور دنج در صندلی مورد علاقه خود با یک فنجان چای جا گرفت.
the couple cozily strolled hand in hand through the park.
زوج دست در دست به طور دنج در پارک قدم زدند.
they cozily gathered around the table for dinner.
آنها به طور دنج دور میز برای شام جمع شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید