cozily

[ایالات متحده]/ˈkəʊzɪli/
[بریتانیا]/ˈkoʊzɪli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به روشی راحت یا گرم؛ به شیوه‌ای دنج یا آرام

عبارات و ترکیب‌ها

cozily wrapped

به طور دنج پیچیده شده

cozily nestled

به طور دنج در لانه خود قرار گرفته

cozily seated

به طور دنج نشسته

cozily together

به طور دنج کنار هم

cozily indoors

به طور دنج در داخل خانه

cozily reading

به طور دنج مطالعه کردن

cozily sipping

به طور دنج جرعه جرعه نوشیدن

cozily sleeping

به طور دنج در حال خوابیدن

cozily chatting

به طور دنج گپ زدن

cozily watching

به طور دنج تماشا کردن

جملات نمونه

they sat cozily by the fireplace, sharing stories.

آنها به طور دنج کنار شومینه نشستند و داستان‌هایی با هم به اشتراک گذاشتند.

the cat curled up cozily on the warm blanket.

گربه به طور دنج روی پتو گرم جمع شد.

we spent the evening cozily watching movies together.

ما شام را به طور دنج در کنار هم فیلم تماشا کردیم.

she read her book cozily in the corner of the room.

او کتابش را به طور دنج در گوشه اتاق خواند.

they cozily wrapped themselves in blankets during the storm.

آنها در طول طوفان به طور دنج خود را در پتو پیچیدند.

the children played cozily in the living room.

کودکان به طور دنج در اتاق نشیمن بازی کردند.

we cozily enjoyed hot cocoa on a cold winter day.

ما در یک روز سرد زمستانی به طور دنج از شکلات داغ لذت بردیم.

he cozily settled into his favorite chair with a cup of tea.

او به طور دنج در صندلی مورد علاقه خود با یک فنجان چای جا گرفت.

the couple cozily strolled hand in hand through the park.

زوج دست در دست به طور دنج در پارک قدم زدند.

they cozily gathered around the table for dinner.

آنها به طور دنج دور میز برای شام جمع شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید