crinkling

[ایالات متحده]/ˈkrɪŋklɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkrɪŋklɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (باعث شدن) چروک شدن؛ پیچ خوردن؛ تا شدن
n. چروک شدن

عبارات و ترکیب‌ها

crinkling paper

خرد شدن کاغذ

crinkling leaves

خرد شدن برگها

crinkling sound

صدای خرد شدن

crinkling fabric

خرد شدن پارچه

crinkling foil

خرد شدن فویل

crinkling bag

خرد شدن کیسه

crinkling plastic

خرد شدن پلاستیک

crinkling wrapper

خرد شدن بسته‌بندی

crinkling noise

صدای خش خش

crinkling texture

بافت خرد شده

جملات نمونه

the crinkling of the paper startled me.

صدای چروکیدن کاغذ باعث شد من را بترساند.

she heard the crinkling of leaves underfoot.

او صدای چروکیدن برگ ها را زیر پا شنید.

the crinkling sound of the snack bag was loud.

صدای چروکیدن کیسه تنقلات بلند بود.

his smile widened as he heard the crinkling of the gift wrap.

با شنیدن صدای چروکیدن کاغذ کادو لبخندش پهن تر شد.

crinkling the foil, she prepared the food for baking.

با چروک کردن فویل، او غذای پخت را آماده کرد.

the crinkling of the curtains signaled the wind's arrival.

صدای چروکیدن پرده ها نشان دهنده ورود باد بود.

he felt the crinkling of the old map in his hands.

او احساس کرد که نقشه قدیمی در دست هایش چروکیده است.

the crinkling sound made her turn around.

صدای چروکیده باعث شد او برگردد.

she loved the crinkling texture of the fabric.

او بافت چروکیده پارچه را دوست داشت.

the crinkling of the plastic wrap annoyed him.

صدای چروکیدن سلفون او را آزرده خاطر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید