crusades

[ایالات متحده]/[ˈkrjuːzeɪd]/
[بریتانیا]/[ˈkruːzeɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سلسه‌ای از جنگ‌های مذهبی که در قرون وسطی برای بازپس‌گیری سرزمین مقدس از مسلمانان انجام شد؛ هرگونه کمپین نظامی بزرگ‌مقیاس برای یک هدف مذهبی؛ یک تلاش برای ترویج یک ایده یا جنبش

عبارات و ترکیب‌ها

holy crusades

crusades مقدس

launch crusades

راه اندازی جنگ های صلیبی

past crusades

جنگ های صلیبی گذشته

crusades era

عصر جنگ های صلیبی

religious crusades

جنگ های صلیبی مذهبی

medieval crusades

جنگ های صلیبی قرون وسطی

ongoing crusades

جنگ های صلیبی در حال انجام

crusades history

تاریخ جنگ های صلیبی

lead crusades

رهبری جنگ های صلیبی

new crusades

جنگ های صلیبی جدید

جملات نمونه

the historical crusades were driven by religious fervor and a desire for land.

قیام‌های تاریخی به‌نام جنگ‌های صلیبی، توسط شورشی مذهبی و میل به سرزمین‌ها هدایت می‌شدند.

modern crusades for environmental protection are gaining momentum worldwide.

جنگ‌های مدرن برای حفاظت از محیط‌زیست در حال افزایش قدرت در سراسر جهان هستند.

the company launched a new marketing crusade to boost sales.

شرکت یک جنگ بازاریابی جدید را برای افزایش فروش آغاز کرد.

his relentless crusade against corruption earned him both admiration and enemies.

جنگ بی‌وقفه او علیه فساد، هم تحسین و هم دشمن برایش به ارمغان آورد.

the political party waged a fierce crusade against the proposed legislation.

حزب سیاسی یک جنگ شدید علیه قانون پیشنهادی آغاز کرد.

the charity organization continues its crusade to end world hunger.

سازمان خیریه به جنگ خود برای پایان دادن به گرسنگی جهانی ادامه می‌دهد.

the crusades of the 11th and 12th centuries had a profound impact on the middle east.

جنگ‌های قرن‌های یازدهم و دوازدهم تأثیر عمیقی بر خاورمیانه داشتند.

she embarked on a personal crusade to raise awareness about mental health.

او برای افزایش آگاهی در مورد سلامت روان، یک جنگ شخصی را آغاز کرد.

the film depicted the brutal realities of the medieval crusades.

فیلم واقعیت‌های وحشیانه جنگ‌های صلیبی قرون وسطی را به تصویر کشید.

the activist led a tireless crusade for animal rights.

فعال، یک جنگ بی‌وقفه برای حقوق حیوانات رهبری کرد.

the company's crusade to dominate the market proved successful.

جنگ شرکت برای تسلط بر بازار موفقیت‌آمیز بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید