disassociation

[ایالات متحده]/'disə,səusi'eiʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جدایی، تقسیم
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

emotional disassociation

گسست عاطفی

social disassociation

گسست اجتماعی

cognitive disassociation

گسست شناختی

جملات نمونه

This increased optical density caused by a disassociation or melting of the DNA is called hyperchromicity.

افزایش چگالی نوری ناشی از جدا شدن یا ذوب شدن DNA به هایپرکروماتیک بودن معروف است.

a disassociation of mind and body

جدایی ذهن و جسم

experience disassociation during trauma

تجربه جدایی در حین آسیب

disassociation from past memories

جدایی از خاطرات گذشته

a sense of disassociation from the self

حس جدایی از خود

disassociation as a defense mechanism

جدایی به عنوان یک مکانیسم دفاعی

disassociation from painful experiences

جدایی از تجربیات دردناک

disassociation in dissociative disorders

جدایی در اختلالات تجزیه‌ای

disassociation from one's identity

جدایی از هویت خود

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید