disavow

[ایالات متحده]/ˌdɪsəˈvaʊ/
[بریتانیا]/ˌdɪsəˈvaʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. انکار کردن; رد کردن; قبول نکردن مسئولیت برای
Word Forms
زمان گذشتهdisavowed
قسمت سوم فعلdisavowed
صفت یا فعل حال استمراریdisavowing
شکل سوم شخص مفردdisavows
جمعdisavows

عبارات و ترکیب‌ها

disavow responsibility

رد مسئولیت

disavow any knowledge

رد داشتن هرگونه آگاهی

disavow any connection

رد هرگونه ارتباط

disavow all involvement

رد هرگونه دخالت

disavow allegiance

رد وفاداری

جملات نمونه

I deny ,disaffirm ang disavow that.

من آن را انکار، رد و سلب می کنم.

I disavow all responsibility for you.

من هیچ مسئولیتی در قبال شما نمی پذیرم.

the union leaders resisted pressure to disavow picket-line violence.

رهبران اتحادیه در برابر فشاری برای انکار خشونت picket-line مقاومت کردند.

The vower disavowed the vowels. The towboat is stowed with bestowed stone.

متعهد شد که از واژگان چشم پوشی کند. کشتی باری با سنگ اعطا شده بارگیری شده است.

Her husband disavowed her after 15 years of marriage and six children.

همسرش پس از 15 سال ازدواج و شش فرزند، او را انکار کرد.

The politician decided to disavow any connection to the controversial organization.

سیاستمدار تصمیم گرفت هرگونه ارتباط با سازمان بحث‌برانگیز را انکار کند.

She had to disavow her previous statement due to new evidence.

به دلیل شواهد جدید، مجبور شد اظهارات قبلی خود را انکار کند.

The company quickly disavowed the misleading advertisement.

شرکت به سرعت تبلیغ گمراه کننده را انکار کرد.

He refused to disavow his loyalty to his friend despite the accusations.

با وجود اتهامات، از انکار وفاداری به دوست خود امتناع کرد.

The celebrity had to disavow the offensive comments made by their manager.

این سلبریتی مجبور شد اظهارات توهین‌آمیز مدیر خود را انکار کند.

The organization decided to disavow the extremist views of one of its members.

سازمان تصمیم گرفت نظرات افراطی یکی از اعضای خود را انکار کند.

She felt the need to disavow any involvement in the scandal.

او احساس کرد که نیاز دارد هرگونه دخالت در رسوایی را انکار کند.

The team captain had to disavow the unsportsmanlike behavior of a teammate.

کاپیتان تیم مجبور شد رفتار غیرورزشی یک هم تیمی را انکار کند.

The company's CEO had to disavow the false claims made by a former employee.

مدیر عامل شرکت مجبور شد ادعاهای نادرست یک کارمند سابق را انکار کند.

Despite pressure from the media, he refused to disavow his principles.

با وجود فشار رسانه ها، از انکار اصول خود امتناع کرد.

نمونه‌های واقعی

The common element is a disavowed self-knowledge.

عامل مشترک، خودآگاهی انکار شده است.

منبع: Daily English Listening | Bilingual Intensive Reading

The process lacks legitimacy and consequently, we disavow it and I assume responsibility for what I'm saying.

این فرآیند فاقد مشروعیت است و در نتیجه، ما آن را انکار می کنیم و من مسئولیت آنچه می گویم را بر عهده می گیرم.

منبع: BBC Listening May 2018 Compilation

And with Mr. Blatter refusing to disavow his comments, Walter De Gregorio was asked to leave.

و با این که آقای بلاتر از ابراز ندامت اظهار نظر خود امتناع کرد، از والتر د گرگوریو خواسته شد که از آنجا خارج شود.

منبع: BBC Listening Compilation June 2015

Ms Thorning-Schmidt has disavowed any interest, saying she hopes to lead the Social Democrats to another election win next year.

خانم تورنینگ-شمیت هرگونه علاقه را انکار کرده و گفته است که امیدوار است حزب سوسیال دموکرات را به پیروزی در انتخابات سال آینده رهبری کند.

منبع: The Economist (Summary)

I disavowed the truth by convincing myself it was sex and not rape.

من حقیقت را انکار کردم، با متقاعد کردن خودم که این رابطه جنسی بود و تجاوز نبود.

منبع: TED Talks (Video Edition) February 2017 Collection

It localises a problem that it’s normal to want to disavow.

این مشکلی را آشکار می کند که طبیعی است بخواهید انکار کنید.

منبع: Sociology of Social Relations (Video Version)

Prediabetes causes no symptoms or complications, and some international organizations disavow the label.

پیش دیابت هیچ علائم یا عوارضی ندارد و برخی از سازمان های بین المللی این برچسب را انکار می کنند.

منبع: Scientific Journal: Human Health

The witness is free to disavow, Your Honor. - Overruled.

شهود آزاد است که انکار کند، قربان.

منبع: The Good Fight Season 2

If it was his correctness to ignore, it could never be hers to disavow.

اگر وظیفه نادیده گرفتن آن بر عهده او بود، هرگز به او اجازه انکار آن داده نمی شد.

منبع: People and Ghosts (Part 2)

But he insisted that they should not be disavowed and judged solely on that.

اما او اصرار داشت که نباید آنها را انکار کرد و فقط بر اساس آن قضاوت کرد.

منبع: Newsweek

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید