dismantling

[ایالات متحده]/dis'mæntliŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جداسازی - فرآیند جداسازی و تجزیه سلاح‌های گرم.
Word Forms
جمعdismantlings
صفت یا فعل حال استمراریdismantling

عبارات و ترکیب‌ها

partial dismantling

باز کردن جزئی

careful dismantling

باز کردن با دقت

structural dismantling

باز کردن سازه ای

equipment dismantling

باز کردن تجهیزات

جملات نمونه

The new government set about dismantling their predecessors' legislation.

دولت جدید دست به برچیدن قوانین پیشین زد.

dismantling the cumbersome regulations for interstate trucking.

لغو مقررات دست و پا گیر برای حمل و نقل بین ایالتی.

The dismantling of a nuclear reprocessing plant caused a leak of radioactivity yesterday.

باز شدن نیروگاه بازفرآوری هسته‌ای باعث نشت رادیواکتیویته دیروز شد.

Good workability, easy drying-out, good slag resistance, low thermal conductivity and easy dismantling after service. It can be installed either by manual trowelling or by mechanical spraying.

قابلیت کار خوب، خشک شدن آسان، مقاومت خوب در برابر اسلاگ، رسانایی حرارتی پایین و جداسازی آسان پس از سرویس. می‌توان آن را به صورت دستی با ماله یا به صورت مکانیکی با اسپری نصب کرد.

The workers are dismantling the old building.

کارگران در حال باز کردن ساختمان قدیمی هستند.

The company is dismantling its outdated infrastructure.

شرکت در حال باز کردن زیرساخت‌های قدیمی خود است.

Dismantling the machine requires careful planning.

باز کردن دستگاه نیاز به برنامه‌ریزی دقیق دارد.

The team is dismantling the stage after the concert.

تیم بعد از کنسرت صحنه را باز می‌کند.

Dismantling the bomb was a dangerous task.

باز کردن بمب یک کار خطرناک بود.

The government is dismantling the old policies to implement new ones.

دولت در حال باز کردن سیاست‌های قدیمی برای اجرای سیاست‌های جدید است.

The activists are dismantling the harmful stereotypes in society.

فعال‌ها در حال باز کردن کلیشه‌های مضر در جامعه هستند.

Dismantling barriers to education is crucial for social progress.

باز کردن موانع در برابر آموزش برای پیشرفت اجتماعی بسیار مهم است.

The team is dismantling the old system to make way for a new one.

تیم در حال باز کردن سیستم قدیمی برای جایگزینی آن با یک سیستم جدید است.

Dismantling the oppressive regime will take time and effort.

باز کردن رژیم ستمگر زمان و تلاش خواهد برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید