dismissals

[ایالات متحده]/dɪsˈmɪsəlz/
[بریتانیا]/dɪsˈmɪsəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل اخراج کسی از شغل یا موقعیت

عبارات و ترکیب‌ها

job dismissals

اخراج از کار

mass dismissals

اخراج دسته‌جمعی

unfair dismissals

اخراج غیرمنصفانه

employee dismissals

اخراج کارمندان

recent dismissals

اخراج‌های اخیر

staff dismissals

اخراج کارکنان

dismissals notice

اطلاع‌رسانی اخراج

massive dismissals

اخراج گسترده

contract dismissals

اخراج قراردادی

voluntary dismissals

اخراج داوطلبانه

جملات نمونه

the company announced a series of dismissals due to budget cuts.

شرکت اعلام کرد که به دلیل کاهش بودجه، تعدادی از کارمندان را اخراج خواهد کرد.

dismissals can have a significant impact on employee morale.

اخراج‌ها می‌توانند تأثیر قابل توجهی بر روحیه کارکنان داشته باشند.

she faced multiple dismissals during her career.

او در طول دوران حرفه‌ای خود با چندین اخراج مواجه شد.

after the dismissals, the team had to rebuild its trust.

پس از اخراج‌ها، تیم باید اعتماد خود را دوباره بازسازی می‌کرد.

the dismissals were unexpected and shocked the entire staff.

اخراج‌ها غیرمنتظره بود و کل کارکنان را شوکه کرد.

legal issues often arise from wrongful dismissals.

مشکلات قانونی اغلب از اخراج‌های غیرقانونی ناشی می‌شوند.

management held a meeting to discuss the recent dismissals.

مدیریت جلسه‌ای را برای بحث در مورد اخراج‌های اخیر برگزار کرد.

many employees expressed their concerns about potential dismissals.

بسیاری از کارمندان نگرانی‌های خود را در مورد اخراج‌های احتمالی ابراز کردند.

he was surprised by the dismissals that took place last week.

او از اخراج‌هایی که هفته گذشته اتفاق افتاد، متعجب شد.

dismissals can lead to a loss of valuable talent in the company.

اخراج‌ها می‌تواند منجر به از دست دادن استعدادهای ارزشمند در شرکت شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید