disrespecting

[ایالات متحده]/ˌdɪsrɪˈspɛktɪŋ/
[بریتانیا]/ˌdɪsrɪˈspɛktɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. نشان دادن کمبود احترام

عبارات و ترکیب‌ها

disrespecting others

بی احترامی به دیگران

disrespecting authority

بی احترامی به مقام

disrespecting rules

بی احترامی به قوانین

disrespecting traditions

بی احترامی به سنت‌ها

disrespecting opinions

بی احترامی به نظرات

disrespecting boundaries

بی احترامی به حدود

disrespecting feelings

بی احترامی به احساسات

disrespecting culture

بی احترامی به فرهنگ

disrespecting property

بی احترامی به اموال

disrespecting privacy

بی احترامی به حریم خصوصی

جملات نمونه

disrespecting others can lead to serious consequences.

بی احترامی به دیگران می تواند منجر به عواقب جدی شود.

he was reprimanded for disrespecting his teacher.

او به دلیل بی احترامی به معلمش تذکر داده شد.

disrespecting cultural traditions is not acceptable.

بی احترامی به سنت های فرهنگی قابل قبول نیست.

she felt hurt after being disrespected in front of her friends.

او بعد از مورد بی احترامی قرار گرفتن در مقابل دوستانش احساس ناراحتی کرد.

disrespecting the rules can result in penalties.

بی احترامی به قوانین می تواند منجر به مجازات شود.

he apologized for disrespecting her opinions.

او برای بی احترامی به نظراتش عذرخواهی کرد.

disrespecting authority figures can create tension.

بی احترامی به مقامات می تواند باعث ایجاد تنش شود.

they were criticized for disrespecting the environment.

آنها به دلیل بی احترامی به محیط زیست مورد انتقاد قرار گرفتند.

disrespecting your elders is frowned upon in many cultures.

بی احترامی به بزرگترها در بسیاری از فرهنگ ها ناپسند است.

her actions were seen as disrespecting the community.

اقدامات او به عنوان بی احترامی به جامعه تلقی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید