enchant

[ایالات متحده]/ɪnˈtʃɑːnt/
[بریتانیا]/ɪnˈtʃænt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. مسحور کردن; جادو کردن
Word Forms
زمان گذشتهenchanted
صفت یا فعل حال استمراریenchanting
شکل سوم شخص مفردenchants
قسمت سوم فعلenchanted

عبارات و ترکیب‌ها

enchanting melody

ملودی مسحورکننده

enchanted forest

جنگل افسون‌شده

جملات نمونه

Isabel was enchanted with the idea.

ایزابل با این ایده مجذوب شد.

insignificant yet enchanting phrases.

عباراتی ناچیز اما مسحور کننده.

a palace in an enchanted wood

یک قصر در جنگلی مسحور شده.

He was enchanted by the idea.

او با این ایده مجذوب شد.

she enchanted guests with her charisma.

او با کاریزمای خود مهمانان را مجذوب کرد.

She was enchanted by the flowers you sent her.

او با گل‌هایی که برایش فرستادید مجذوب شد.

The football fans were enchanted by / with the wonderful goal.

هواداران فوتبال با / به گل فوق العاده مجذوب شدند.

an evening that enchanted all the guests;

یک شب که همه مهمانان را مجذوب کرد;

a bare stage that was transfigured into an enchanted forest;

یک صحنه خالی که به یک جنگل مسحور شده تبدیل شد;

Don't be enchanted with things in flowery pack. Each newfashioned dress in fashion magazines are only for movie stars and models.

به چیزهایی که در بسته‌بندی گلدار هستند، مجذوب نشوید. هر لباس جدید در مجلات مد فقط برای ستاره‌ها و مدل‌هاست.

Reader must understand that in the possession and thralldom of a nymphet the enchanted traveler stands, as it were, beyond happiness.

خواننده باید درک کند که مسافر مسحور شده در اختیار و بردگی یک نیمپت قرار دارد، به طوری که فراتر از خوشبختی است.

Will not select to drink wine to the bar, will not let the curling up in the air cigarette bedead the oneself, be not willing to let oneself enchant in green world of red drink of lamp.

نمی‌خواهد برای نوشیدن شراب به بار برود، اجازه ندهد که دود سیگار در هوا به سمت بالا برود و خود را از بین ببرد، نخواهد گذاشت که خود را در دنیای سبز شراب قرمز مجذوب کند.

Photo Gallery: Enchanting Florence Birthplace of an Italian specialty: Florence's Caffé Giacosa is where the Negroni cocktail was concocted—and where it is still served today.

گالری عکس: فلورانس مسحورکننده، زادگاه یک غذای خاص ایتالیایی: کافه جیاکوسا فلورانس جایی است که کوکتل نگونی تهیه شد - و هنوز هم در آنجا سرو می شود.

The Queen of Elfland, who carried off Thomas the Rhymer upon her milk-white steed swifter than the wind, came riding by the Eildon Tree as a lady, if one of enchanting beauty.

ملکه الفلند، که توماس ریمر را بر روی اسب سفیدش سریعتر از باد با خود برد، به عنوان یک خانم، اگر یکی از خانم های مسحور کننده، در کنار درخت ایلدرون سوار شد.

In the purply light of d usk the town looked peaceful and happy — enchanting even — and there was an engaging air of expectancy, of fun about to happen.

در نور بنفش غروب، شهر آرام و شاد به نظر می رسید - حتی مسحور کننده - و فضایی جذاب از انتظار، از سرگرمی در راه وجود داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید