they were ensnared in city centre traffic.
آنها در ترافیک مرکز شهر گرفتار شده بودند.
With tact and perseverance he inveigled her into becoming his law partner. Todecoy is to trap or ensnare by cunning or deception:
با زیرکی و پشتکار، او را متقاعد کرد تا شریک حقوقی او شود. به دام انداختن یا به دام انداختن با حیله یا فریب:
Homer says the god Hephaestus used techne to forge iron chains as thin as spider webs around the godly bed in order to ensnare his cheating wife.
هومر میگوید که خدای هفائستوس از تکن استفاده کرد تا زنجیرهای آهنی به نازکی تار عنکبوت را در اطراف تختخواب الهی برای به دام انداختن همسر فریبکارش بسازد.
The spider used its web to ensnare its prey.
عنکبوت از تار عنکبوت خود برای به دام انداختن طعمه خود استفاده کرد.
The detective set a trap to ensnare the criminal.
مامور پلیس برای به دام انداختن مجرم یک تله گذاشت.
Her beauty seemed to ensnare everyone who met her.
زیبایی او به نظر میرسید که هر کسی که با او ملاقات میکرد را به دام میانداخت.
The company used a clever marketing strategy to ensnare new customers.
شرکت از یک استراتژی بازاریابی هوشمندانه برای به دام انداختن مشتریان جدید استفاده کرد.
The politician tried to ensnare his opponent in a scandal.
سیاستمدار سعی کرد حریف خود را در یک رسوایی به دام بیاندازد.
The magical spell was designed to ensnare anyone who entered the enchanted forest.
جادوی جادویی برای به دام انداختن هر کسی که وارد جنگل افسون شده میشد طراحی شده بود.
The con artist used his charm to ensnare unsuspecting victims.
کلاهبردار از جذابیت خود برای به دام انداختن قربانیان ناآگاه استفاده کرد.
The dangerous predator used camouflage to ensnare its prey.
شکارچی خطرناک از استتار برای به دام انداختن طعمه خود استفاده کرد.
The addictive nature of social media can ensnare users for hours.
طبیعت اعتیادآور رسانه های اجتماعی می تواند کاربران را برای ساعت ها به دام بیاندازد.
She felt ensnared in a web of lies and deceit.
او احساس میکرد در تابی از دروغ و فریب به دام افتاده است.
I can teach you how to bewitch the mind and ensnare the senses.
من میتوانم به شما آموزش دهم که چگونه ذهن را مسحور کرده و حواس را به دام بیندازید.
منبع: Exciting moments of Harry PotterThat is because gangs often ensnare jobseekers into joining.
این به این دلیل است که اغلب باندهای جنایتکارانه افراد جویای کار را به عضویت در خود جذب میکنند.
منبع: The Economist (Summary)This forms the basis of a thick mucus that excels at ensnaring parasitic worms.
این اساس یک مخاط غلیظ است که در به دام انداختن کرم های انگل بسیار خوب عمل می کند.
منبع: The Economist - TechnologyYet the IOR is now ensnared in litigation, which ironically arises from the clean-up.
با این حال، IOR اکنون درگیر دعاوی حقوقی است که به طور کنایه آمیزی از پاکسازی ناشی می شود.
منبع: The Economist (Summary)She strove to ensnare him with comfort and would not see that comfort meant nothing to him.
او تلاش کرد او را با راحتی به دام بیندازد و ندید که آن راحتی برای او هیچ معنایی ندارد.
منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)Back in this country, 13 parents ensnared in a nationwide college admissions bribery case have agreed to plead guilty.
در این کشور، 13 والدین که در یک پرونده رشوه در ورود به دانشگاه در سراسر کشور به دام افتاده اند، موافقت کرده اند که مجرم شناخته شوند.
منبع: PBS English NewsYeah, it's not like I ensnared Pear in a square lair under there.
بله، مثل این نیست که من پیر را در یک لانه مربعی زیر آنجا به دام انداختم.
منبع: The daily life of a chatty orange.I was telling Sally about my plan to ensnare David.
من در حال گفتن به سالی در مورد برنامه من برای به دام انداختن دیوید بودم.
منبع: Mad Men Season 5However, he had a huge fall from grace after he was ensnared in a big corruption scandal.
با این حال، پس از گرفتار شدن او در یک رسوایی فساد بزرگ، سقوط بزرگی از لطف داشت.
منبع: Financial Times PodcastPlastic rubbish in the oceans also ensnares birds, turtles and other wildlife.
زبالههای پلاستیکی در اقیانوسها همچنین پرندگان، لاکپشتها و سایر حیات وحش را به دام میاندازد.
منبع: Student Science Journalthey were ensnared in city centre traffic.
آنها در ترافیک مرکز شهر گرفتار شده بودند.
With tact and perseverance he inveigled her into becoming his law partner. Todecoy is to trap or ensnare by cunning or deception:
با زیرکی و پشتکار، او را متقاعد کرد تا شریک حقوقی او شود. به دام انداختن یا به دام انداختن با حیله یا فریب:
Homer says the god Hephaestus used techne to forge iron chains as thin as spider webs around the godly bed in order to ensnare his cheating wife.
هومر میگوید که خدای هفائستوس از تکن استفاده کرد تا زنجیرهای آهنی به نازکی تار عنکبوت را در اطراف تختخواب الهی برای به دام انداختن همسر فریبکارش بسازد.
The spider used its web to ensnare its prey.
عنکبوت از تار عنکبوت خود برای به دام انداختن طعمه خود استفاده کرد.
The detective set a trap to ensnare the criminal.
مامور پلیس برای به دام انداختن مجرم یک تله گذاشت.
Her beauty seemed to ensnare everyone who met her.
زیبایی او به نظر میرسید که هر کسی که با او ملاقات میکرد را به دام میانداخت.
The company used a clever marketing strategy to ensnare new customers.
شرکت از یک استراتژی بازاریابی هوشمندانه برای به دام انداختن مشتریان جدید استفاده کرد.
The politician tried to ensnare his opponent in a scandal.
سیاستمدار سعی کرد حریف خود را در یک رسوایی به دام بیاندازد.
The magical spell was designed to ensnare anyone who entered the enchanted forest.
جادوی جادویی برای به دام انداختن هر کسی که وارد جنگل افسون شده میشد طراحی شده بود.
The con artist used his charm to ensnare unsuspecting victims.
کلاهبردار از جذابیت خود برای به دام انداختن قربانیان ناآگاه استفاده کرد.
The dangerous predator used camouflage to ensnare its prey.
شکارچی خطرناک از استتار برای به دام انداختن طعمه خود استفاده کرد.
The addictive nature of social media can ensnare users for hours.
طبیعت اعتیادآور رسانه های اجتماعی می تواند کاربران را برای ساعت ها به دام بیاندازد.
She felt ensnared in a web of lies and deceit.
او احساس میکرد در تابی از دروغ و فریب به دام افتاده است.
I can teach you how to bewitch the mind and ensnare the senses.
من میتوانم به شما آموزش دهم که چگونه ذهن را مسحور کرده و حواس را به دام بیندازید.
منبع: Exciting moments of Harry PotterThat is because gangs often ensnare jobseekers into joining.
این به این دلیل است که اغلب باندهای جنایتکارانه افراد جویای کار را به عضویت در خود جذب میکنند.
منبع: The Economist (Summary)This forms the basis of a thick mucus that excels at ensnaring parasitic worms.
این اساس یک مخاط غلیظ است که در به دام انداختن کرم های انگل بسیار خوب عمل می کند.
منبع: The Economist - TechnologyYet the IOR is now ensnared in litigation, which ironically arises from the clean-up.
با این حال، IOR اکنون درگیر دعاوی حقوقی است که به طور کنایه آمیزی از پاکسازی ناشی می شود.
منبع: The Economist (Summary)She strove to ensnare him with comfort and would not see that comfort meant nothing to him.
او تلاش کرد او را با راحتی به دام بیندازد و ندید که آن راحتی برای او هیچ معنایی ندارد.
منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)Back in this country, 13 parents ensnared in a nationwide college admissions bribery case have agreed to plead guilty.
در این کشور، 13 والدین که در یک پرونده رشوه در ورود به دانشگاه در سراسر کشور به دام افتاده اند، موافقت کرده اند که مجرم شناخته شوند.
منبع: PBS English NewsYeah, it's not like I ensnared Pear in a square lair under there.
بله، مثل این نیست که من پیر را در یک لانه مربعی زیر آنجا به دام انداختم.
منبع: The daily life of a chatty orange.I was telling Sally about my plan to ensnare David.
من در حال گفتن به سالی در مورد برنامه من برای به دام انداختن دیوید بودم.
منبع: Mad Men Season 5However, he had a huge fall from grace after he was ensnared in a big corruption scandal.
با این حال، پس از گرفتار شدن او در یک رسوایی فساد بزرگ، سقوط بزرگی از لطف داشت.
منبع: Financial Times PodcastPlastic rubbish in the oceans also ensnares birds, turtles and other wildlife.
زبالههای پلاستیکی در اقیانوسها همچنین پرندگان، لاکپشتها و سایر حیات وحش را به دام میاندازد.
منبع: Student Science Journalلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید