exhaling slowly
به آرامی خارج کردن
exhaling deeply
به طور عمیق خارج کردن
exhaling air
خارج کردن هوا
exhaling smoke
خارج کردن دود
exhaling calmly
به آرامی و با خونسردی خارج کردن
exhaling relief
خارج کردن با رهایی
exhaled breath
نفس خارج شده
exhaling loudly
با صدای بلند خارج کردن
exhaling gently
به آرامی و ملایمت خارج کردن
exhaling warmth
خارج کردن گرما
she was exhaling slowly, trying to calm her nerves before the presentation.
او به آرامی خارج میکرد، سعی میکرد قبل از ارائه، اعصاب خود را آرام کند.
he exhaled a plume of smoke into the crisp autumn air.
او غباری از دود را در هوای پاییزی خنک بیرون داد.
the scuba diver was exhaling bubbles as she ascended to the surface.
غواص در حال بیرون دادن حبابها بود زیرا به سطح آب میرسید.
exhaling deeply, he released the tension from his shoulders.
با بیرون دادن عمیق، او تنش را از شانههایش رها کرد.
the yoga instructor demonstrated exhaling through the nose for optimal relaxation.
مربی یوگا نشان داد که برای آرامش بهینه، از طریق بینی خارج کردن هوا میکند.
after the sprint, she was exhaling heavily, catching her breath.
بعد از دوی سرعت، او به سختی خارج میکرد و نفسش را تنظیم میکرد.
he exhaled a sigh of relief upon hearing the good news.
با شنیدن این خبر خوب، او با آهی از رهایی بیرون داد.
the patient was exhaling shallowly due to the illness.
بیمار به دلیل بیماری، سطحی خارج میکرد.
exhaling slowly helps to lower blood pressure, according to the study.
مطالعه نشان میدهد که خارج کردن آهسته به کاهش فشار خون کمک میکند.
she was exhaling a steady stream of air while practicing her flute.
او در حالی که فلوت میزد، به طور پیوسته هوای خارج میکرد.
the doctor asked him to exhale completely into the paper bag.
پزشک از او خواست که کاملاً در کیسه کاغذی خارج کند.
exhaling slowly
به آرامی خارج کردن
exhaling deeply
به طور عمیق خارج کردن
exhaling air
خارج کردن هوا
exhaling smoke
خارج کردن دود
exhaling calmly
به آرامی و با خونسردی خارج کردن
exhaling relief
خارج کردن با رهایی
exhaled breath
نفس خارج شده
exhaling loudly
با صدای بلند خارج کردن
exhaling gently
به آرامی و ملایمت خارج کردن
exhaling warmth
خارج کردن گرما
she was exhaling slowly, trying to calm her nerves before the presentation.
او به آرامی خارج میکرد، سعی میکرد قبل از ارائه، اعصاب خود را آرام کند.
he exhaled a plume of smoke into the crisp autumn air.
او غباری از دود را در هوای پاییزی خنک بیرون داد.
the scuba diver was exhaling bubbles as she ascended to the surface.
غواص در حال بیرون دادن حبابها بود زیرا به سطح آب میرسید.
exhaling deeply, he released the tension from his shoulders.
با بیرون دادن عمیق، او تنش را از شانههایش رها کرد.
the yoga instructor demonstrated exhaling through the nose for optimal relaxation.
مربی یوگا نشان داد که برای آرامش بهینه، از طریق بینی خارج کردن هوا میکند.
after the sprint, she was exhaling heavily, catching her breath.
بعد از دوی سرعت، او به سختی خارج میکرد و نفسش را تنظیم میکرد.
he exhaled a sigh of relief upon hearing the good news.
با شنیدن این خبر خوب، او با آهی از رهایی بیرون داد.
the patient was exhaling shallowly due to the illness.
بیمار به دلیل بیماری، سطحی خارج میکرد.
exhaling slowly helps to lower blood pressure, according to the study.
مطالعه نشان میدهد که خارج کردن آهسته به کاهش فشار خون کمک میکند.
she was exhaling a steady stream of air while practicing her flute.
او در حالی که فلوت میزد، به طور پیوسته هوای خارج میکرد.
the doctor asked him to exhale completely into the paper bag.
پزشک از او خواست که کاملاً در کیسه کاغذی خارج کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید